فروردین
۲۵
۱۴۰۰

دانلود مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه

سطح زير كشت پنبه در كشور در سالهای اخیر به میزان بسیار زیادی کاهش یافته است. با توجه به این کاهش سطح زیر کشت پنبه بعنوان کشت اول در استان گلستان جهت جبران آن و استفاده بهینه از نیروی کارگری و کارخانجات مرتبط با آن، توجه به کشت دوم پنبه در … پیشنهاد می کنیم ادامه این مطلب مفید و ارزشمند را در مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه دنبال نمایید. این فایل شامل ۱۱۱ صفحه و در قالب word ارائه شده است.

مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا، خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه

مشخصات فایل بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه

عنوان: بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه
فرمت فایل : word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات : ۱۱۱
حجم فایل : ۹۳۱ کیلوبایت

بخشی از  مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه را در ادامه مشاهده خواهید نمود.

 

مقدمه

انسان برای تامین غذا و افزایش تولید ابتدا سطح زیر کشت را گسترش داد که این عمل با اختراع ماشین آلات کشاورزی همراه بود. مرحله بعدی با افزایش تولید در واحد سطح از طریق بکارگیری ارقام اصلاح شده پر محصول، مبارزه با آفات و بیماری های گیاهی، استفاده از کودهای شیمیایی و انرژی های فسیلی همراه بود. سپس کاهش ضایعات پس از تولید و استفاده از صنایع تبدیلی و غذایی مد نظر واقع شد. اکنون علاوه بر افزایش تولید ثبات آن نیز مطرح است. لذا به نظر می رسد که باید سیستم های مختلف زراعی و پتانسیل تولید آن مورد بررسی قرار گیرد (۱۶).

توسعه وگسترش بهره وری از سیستم های کشاورزی متراکم طی ده های اخیر با توجه به نیاز روز افزون جوامع بشری به منابع غذایی و پوشاک به نحوه چشمگیری افزایش یافته است. نیاز به تامین غذای بشر در برخی موارد به حدی جدی است که حتی برخی از کشور های در حال توسعه نیز که از تکنولوژی مورد لزوم اجرای این چنین سیستم تولید نیز برخوردار نیستند، مجبور به ورود تکنولوژی ناسازگار با عوامل بومی و ذاتی تولید خود جهت دست یابی به منابع تغذیه ای بیشتر شده اند. اجرای چنین سیستم هایی که بیشتر به سمت تک کشتی گرایش دارند، به شدت موجب ساده شدن اکوسیستم های زراعی شده که نتیجه این امر عدم ثبات بیش از پیش این گونه کشت ها می باشد. ثبات تولید در چنین سیستم هایی که در کشت های مداوم دیده می شوند، مستلزم شخم زدن های مکرر، آبیاری مداوم به جهت کاهش نفوذ پذیری خاک و کاهش ظرفیت نگهداری آب، برنامه های فشرده کوددهی و تغذیه مصنوعی به دلیل عدم حاصلخیزی ذاتی خاک به خاطر حذف زنجیره ریزه خواری و غیره در این گونه سیستم های تولید می باشد. این در حالی است که در برخی موارد کشت های متوالی هر ساله مقادیر قابل توجهی از بقایا را پس از هر برداشت بر سطح مزرعه باقی می گذارند که به دلیل عدم فرصت زمانی کافی جهت تجزیه آنها یا به دلیل نبود شرایط مطلوب تجزیه و یا کافی نبودن جمعیت میکروبی، تجزیه بیشتر این بقایا دچار اختلال گردیده و عملا دست نخورده باقی می مانند. مقادیر بالای بقایا در خاک به طرق فیزیکی یا شیمیایی و بیولوژیکی روی سبز شدن و رشد گیاه بعدی تاثیر می گذارند. در شرایط تجمع زیاد بقایا، بذر، ممکن است با خاک تماس بر قرارنکند و یا به علت دماهای پائین تر بستر بذر، جوانه زنی به تاخیر افتاده، عوامل بیماریزای خاکزی توسعه بیشتری پیداکنند و یا تجزیه بقایا منجر به تولید مواد سمی در محیط بستر کشت گردد که مجموعه این تاثیرات     می تواند بر جوانه زنی، سبز شدن بذور و رشد و نمو بوته ها تاثیر سوء بگذارند (۵۸،۷۲،۷۷،۷۸،۹۸،۱۱۵،۱۱۸،۱۲۰،۱۲۵،۱۴۰،۱۴۷). در این سیستم ها اهمیت زنجیره غذایی ریزه خواری (تجزیه گنندگان) به شدت کاهش یافته و مراحل حیاتی چرخه های مختلف غذایی تقریبا از بین می روند. تعادل، سرعت و سیر مواد غذایی که از خصوصیات بارز اکوسیستم های طبیعی است بوسیله مواد غذایی ورودی از خارج سیستم جایگزین می شوند و این امر به تخلیه مواد غذایی خاک منجر می گردد. با تخلیه مواد غذایی، مقدار محصول نیز کاهش می یابد و عملکرد زیاد فقط با وارد کردن کود های شیمیایی به داخل سیستم حاصل می شود. از آنجایکه در الگوی کشت هر منطقه گنجانیدن کشت غلات و بویژه گندم چه از نظر مسائل اقتصادی و چه از نظر مسائل زراعی از اهمیت خاصی بر خوردار می باشد و با توجه به سیستم کاشت، داشت و برداشت، هر ساله مقادیر متنابهی از بقایای کاه و کلش گندم بر سطح مزرعه باقی مانده یا سوزانیده شده و یا برداشت و یا به داخل خاک برگشت داده می شود. آگاهی از تاثیرات این بقایا نتایج مطلوبی را بر بازدهی تولید در زراعت های پس از آن  می تواند در برداشته باشد. از جمله موارد تاثیر مثبت بقایا ی گیاهی در خاک می توان به افزایش ظرفیت جذب و تبادل عناصر غذایی و آب و  بهبود ساختمان خاک اشاره کرد. با این حال بقایا با افزایش نسبت C/N خاک موجب افزایش رشد و فعالیت میکروارگانیزم ها و در نتیجه افزایش قدرت رقابت آنها در مقایسه با گیاه در حال رشد برای جذب بیشتر نیتروژن از خاک   می گردد. بعلاوه مقدار زیاد بقایا موجب عدم تماس مطلوب بذر با خاک و در نتیجه تاخیر جوانه زنی و یا ایجاد گیاهچه های بیمار در مراحل اولیه رشد به خاطر گسترش بیشتر عوامل بیماریزای خاکزی در دمای پائین تر بستر کشت می گردد. بدین لحاظ لازم است تا آزمایشاتی به منظور تاثیر گذاری بقایا ی گیاهی کلزا بر درصد سبز، عملکرد و اجزای عملکرد پنبه در کشت دوم آن و نیز خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک انجام شود (۵۰).

درسيستمهای نوين كشاورزی امروزی، بمنظور افزايش بهره برداری از زمين مديريتهای زراعی نوينی توسعه يافته است که يكی از اين مديريتها كشت دو محصول مختلف در طول يكسال می باشد. يكی از اين محصولات بعنوان كشت پائيزه در همين فصل كشت شده و برای محصول ديگر نيز بعد از برداشت محصول اول در بهار سال بعد، زمين مجددا زير كشت محصول تابستانه می رود. در سالهای اخیر، با افزايش سطح زیركشت كلزا در استان كه با استقبال كشاورزان در حال افزايش می باشد، در مناطقی كه محدوديت منابع آبی وجود ندارد، كشت دوم  برای محصولات تابستانه امكان پذيراست كه پنبه يكی از مهمترين اين گياهان می باشد. بدليل بازده اقتصادی مناسب در اين سيستم زراعی، كشت پنبه بعنوان زراعت دوم بعد از كلزا در بسياری از كشورهای دنيا در حال انجام است. در اين نوع زراعت، مديريت مناسب كاه و كلش باقی مانده از كلزا اهميت بسيار زيادی برای زراعت محصول دوم دارد (۶۹). در زراعت پنبه نيتروژن مهمترين عنصر در تغذيه گياه و توليد محصول بوده و تاثیر مديريت بقايای گياهی نيز در آن قابل تامل می باشد. در کشت معمول پنبه در استان گلستان که در آن زمين تحت کشت پائيزه قرارنگرفته و دراواخر فروردين يا اوايل ارديبهشت با مساعد شدن شرايط اقليمی کشت پنبه انجام می شود، کود نيتروژن بر اساس آزمون خاک و توصيه کودی مورد استفاده قرارمی گيرد. اما در کشت دوم پنبه که در آن کشت در اولين زمان ممکن بعد از برداشت زراعت اول بايد انجام شود، به دليل تاخير در کشت آن نسبت به کشت معمول پنبه توليد محصول کمتر از کشت معمول است. بنابراين انتظار می رود که مقدار کود نيتروژن برای توليد محصول آن نيز کمتر باشد. اما به دليل اينکه در اين نوع کشت به علت نسبت بالای کربن به نيتروژن بقايای کلزا       (در حدود یک به ۵۰ تا۷۵)، تجزيه کننده ها برای فعالیت نياز به نيتروژن زیادی دارند و برای جلوگيری از تخليه نيتروژن خاک و اثرات سوء آن  بر کاهش جذب نيتروژن توسط گياه، نياز به مصرف مقداری کود نيتروژن مازاد بر مقدار مورد نياز گياه می باشد. در نتيجه امکان دارد که کاهش مصرف کود نيتروژن به علت کاهش توليد محصول در کشت دوم با نياز به نيتروژن برای تجزيه کاه و کلش محصول اول متعادل شده و توصيه کودی نيتروژن برای کشت معمول و دوم آن يکسان باشد. تعيين دقيق اين مساله نياز به تحقيق دارد. ازطرفی مديريت بقايای کلزا نيز مسئله ای است که بايد مورد بررسی قرارگيرد تا اثرات آن برتوليد و عملکرد و اجزای عملکرد مشاهده شود. اگر مفيد بودن بقايا در هنگام کشت بعدی به اثبات برسد بسياری از مشکلات مربوط به جمع آوری وانهدام آنها و هزينه های مربوطه حل خواهد شد. اين مسائل در کشت دوم پنبه تا کنون در استان گلستان مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف اين تحقيق جهت تعيين وشناخت اين مجهولات به شرح زیر می باشد.

الف)  بررسي اثرات بقايا ي كلزا در حالات مختلف در كشت دوم پنبه (جمع آوري بقايا، برجا گذاشتن بقايا، چاپرزدن آنها ) و تعيين و معرفي روش مناسب براي استفاده بهينه از آن.

 ب) بررسي اثرات دو روش معمول خاك ورزي (ديسك و شخم وديسك) در كشت دوم پنبه و تعيين و معرفي بهترين و سريعترين و كم هزينه ترين  روش خاك ورزي.

ج) بررسي اثرات متقابل روشهاي خاك ورزي و حالات بقاياي كلزا و مقدار كودنيتروژنه در كشت دوم پنبه.

د)  افزايش عملکرد کشت دوم پنبه با مديريت مناسب مصرف کود نيتروژن، بقايا، خاك ورزي و امکان افزايش بهره وری از زمين با توليد مناسب محصول.

بطور کلی نتایج این تحقیق می تواند در ترويج کشت دوم پنبه در استان گلستان با راندمان مناسب توليد بوسيله افزايش بازده کود نيتروژن و استفاده بهينه از بقاياي كلزا از كشت قبلي و كاهش هزينه هاي اضافي كشاورزان در آماده سازي زمين و راه اندازي مجدد كارخانه هاي پنبه پاكني كه به علت كاهش ميزان توليد پنبه تعطيل شده اند موثر واقع گردد. همچنین امید می رود این تحقیق بتواند استراتژی تحقیقات در این زمینه را بیشتر روشن نماید.

فصل اول

 کلیات

 

محصولات زراعی روغنی که تاکنون در کشور کشت می شده و دارای جایگاهی درتناوب زراعی کشورمان می باشند عبارتنداز: آفتابگردان، سویا، کنجد و گلرنگ که کنجد به دلیل افزایش بهای آن برای مصارف غیر از روغن مورد توجه زارعین قرار گرفته و گلرنگ نیز بدلیل معرفی ارقام بدون خار و بدنبال خشکسالیهای اخیر و درآمد زارعین از محل فروش گل آن بعنوان منبع رنگی مجاز، جهت مصارف خوراکی در مناطق خشک کشور مورد استقبال قرار گرفته است همچنین زراعت آفتابگردان نیز بدلیل پائین بودن قیمت و پر توقع بودن آن از نظر مواد غذائی و مشکلات دیگر نیاز به حمایتهای اساسی دارد. دلایل فوق الذکر باعث شد تا برنامه های حمایتی از افزایش سطح زیر کشت کلزا تهیه و تدوین شود که تاکنون توانسته سطح زیر کشت این محصول را به میزان زیادی افزایش دهد. کلزا بانام علمیL. Brassica napus با کمتراز دو درصد اسید اروسیک در روغن و کمتر از ۳۰ میکرومول گلوکوزینولات در کنجاله به نام کانولا معروف است. این دو خصوصیت دانه، روغن کلزا را برای تغذیه انسان و کنجاله را بعنوان منبع پروتئین بالا برای تغذیه دام مناسب کرده است. کانادا اولین کشوری می باشد که کلزای روغنی با مقدار اندک اسید اروسیک را تولید و کشت کرده است (۲۸).

کلزا دارای دو نوع زمستانه و بهاره می باشد که هر دو نوع آن مورد کشت قرار می گیرد. در شرایط مطلوب پتانسیل عملکرد تیپ زمستانه ۲۰تا۳۰ درصد بیشتر از تیپ بهاره است. در مناطقی که تیپهای زمستانه در پاییز و تیپهای بهاره در بهار کشت می شوند، تیپ زمستانه حدود یک ماه زودتر از تیپ بهاره گل می دهد اما بعلت گرمای تابستان فقط یک هفته زود تر برداشت می شود، و این حالت منجر به کاهش دوره پر شدن دانه می شود و پتانسیل عملکرد تیپ بهاره کلزا را در مناطق سرد کاهش می دهد. واریته های بهاره کلزا در کشت بهاره فشار مضاعفی را از جانب علفهای هرز بهاره و حشرات مضر تحمل می کنند، به همین دلیل تولید و کشت تیپهای بهاره در اکثر نقاط توصیه نمی شود. در ایران هم بر حسب اقلیمهای مختلف تیپهای کلزا جهت کشت پاییزه توصیه می شود.کلزا بهترین رشد را در خاکهایی با بافت متوسط  و زهکشی خوب داشته وPH  مناسب خاک برای کلزا بین ۶-۷ می باشد. درPH   پائینتر از ۵/۵ عملکرد آن به طور معنی داری کاهش می یابد. همچنین کلزا در اراضی با سطح آب زیر زمینی بالا، سیلابی و زهکش ضعیف زمین کشت نمی شود (۲۸).

هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است. علت این مسئله وجود بیماریهای مشترک بین آنها و علفکشهای استفاده شده در زراعت های قبل و بعد آن می باشد. ساختمان سطح خاک در بستر کلزا باید دانه بندی خوبی داشته و حاوی ۴۵-۳۰ درصد کلوخه کوچک برای جلوگیری از فرسایش باشد. نیاز کودی کلزا تقریبا به ۲۵-۲۰درصد نیتروژن، فسفر، پتاسیم و حدودا دو برابر گوگرد بیشتر نسبت به گندم زمستانه نیاز دارد. کل نیتروژن مورد نیاز کلزا به بقایای گیاهی موجود در خاک و نیتروژن معدنی شده آن بستگی دارد. نیتروژن مورد نیاز بسته به پتانسیل عملکرد منطقه بین ۲۰۰-۱۰۰ کیلوگرم در هکتار متفاوت است. به طور کلی برای هر تن عملکرد دانه به ۵۰ کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص نیاز است. کاربرد نیتروژن همبستگی بالایی با عملکرد دانه دارد. نیتروژن در پائیز و در هنگام کشت باعث رشد رویشی زیاد و از تحمل به سرما   می کاهد از طرفی کم بودن نیتروژن در فصل رشد باعث کلروزه شدن برگهای پائینی و کم شدن رشد بوته ها می شود (۲۸). نتایج تحقیقات بررسی نیاز غذائی کلزا در شرایط دیم نشان داده است که فاکتور رقم و کود نیتروژنه در افزایش عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی آن تاثیر معنی داری داشته ولی فاکتور کود پتاسه اثر معنی داری در افزایش عملکرد نداشته است (۲۱).

زمانی که کلزا به عنوان کشت زمستانه در سیستم دو کشتی استفاده شود، نسبت به کشت گندم دارای مزیت است. اولا کلزا زودتر از گندم برداشت شده و امکان کشت زودتر پنبه فراهم می شود. ثانیا کلزا نسبت به گندم بقایای کمتری در سطح مزرعه باقی می گذارد که این به نوبه خود عمل شخم را آسانتر کرده و یا اصلا احتیاج به عمل شخم زنی نبوده و کشت، بدون شخم انجام می شود. اما مشکل بزرگ گیاه کلزا ریزش زیاد بذر به هنگام برداشت است که یک صفت نامطلوب تلقی  می شود و باعث بروز مشکلاتی در کشت بعدی شده که حائز اهمیت است. این صفت کلزا سبب شده که در مراحل رشد و نمو کشت بعدی به خصوص در مرحله جوانه زنی و استقرار به عنوان یک علف هرز باعث بروز مشکلات جدی شود (۶۰،۶۹).

۱-۲- پنبه

پنبه گیاهی است که منبع الیاف و منشاء غذا برای انسان و دام است (۳۶،۵۴). پنبه بطور ذاتی از نوع گیاهان خشبی، چند ساله و گرمسیری بوده که امروزه بعنوان یک گیاه یکساله اصلاح شده و در سراسر جهان کشت می شود. بیش از ۳۰ میلیون هکتار از اراضی پنبه کاری دنیا بین مدار ۴۷ درجه عرض شمالی و ۳۲درجه عرض جنوبی قراردارد و بالغ بر ۵۰ درصد تولید آن از مناطقی حاصل می شود که در بالای ۳۰درجه عرض شمالی قرار دارند. الیافی که از پنبه بدست می آید یک ماده خام صنعتی بوده که در نتیجه یک منبع قابل تجدید زراعی برای رقابت با الیاف مصنوعی در صنعت نساجی محسوب  می شود. پنبه نه تنها تامین کننده الیاف برای صنعت نساجی است بلکه بعنوان یک دانه روغنی مقام دوم را در جهان داراست. پنبه در اقتصاد و سیاست جهان نقش عمده ای داشته است. هر چند امروزه تجارت غلات و رقابت الیاف مصنوعی با پنبه موجب شده است که این گیاه اهمیت نسبی خود را از دست بدهد، امامصرف جهانی آن همچنان رو به افزایش است و در آینده در عرصه تجارت جهانی کماکان یک کالای باارزش خواهد بود (۵۴).

سطح زير كشت پنبه در كشور در سالهای اخیر به میزان بسیار زیادی کاهش یافته است. ولی با این حال استان گلستان نه تنها از نظر سطح زير كشت بلكه از نظر توليد نيز در جايگاه نخست قرار گرفته است. به طوری كه ۳/۳۲ درصد از توليدات پنبه كشور در اين استان توليد شده است. استان خراسان نيز با ۸/۲۶ درصد توليد پنبه كشور در جايگاه دوم قرار گرفته است. استانهای فارس، اردبيل، مازندران و تهران به ترتيب با ۶/۸،‌ ۴/۶،‌ ۲/۴ درصد از توليد كشور در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند (۳).

پنبه گیاهی است که در صورت کنترل و مدیریت زراعی آن، می تواند عادات خوب و گسترده ای از خود بروز دهد. عادات رشد گیاه عمدتا با تغییراتی که در مریستم انتهائی در حال رشد رخ می دهد
تعیین می شود. سیستم ریشه مشخصا یک ریشه عمودی نفوذ کننده است در عین حال اگر محدودیتهای رشد موجب از بین رفتن مریستم انتهائی ریشه شود، از تکثیر ریشه های ثانویه ممکن است یک ریشه سطحی فیبری حاصل شود. تمایز و طویل شدن مریستم های جانبی الگوی رشد شاخه های جانبی را تعیین می کند. ریشه در زمان جوانه زدن سریعتر رشد می کند. در طول دوره قبل از شروع گسترده شدن برگهای واقعی، ریشه اولیه در عمق خاک نفوذ می کند و ریشه های فرعی در همین زمان تشکیل می شوند. سیستم طبیعی ریشه در پنبه یک ریشه عمودی است. اولین برگ یک جوانه آغازین روی نقطه رشد میان دو لپه است و در پایان این مرحله اولین برگ واقعی باز می شود، تا زمان باز شدن اولین برگ جوانه های اولیه شش یا هفت برگ دیگر ظاهر می شود. آرایش پنبه دارای یک فیلو تاکسی مارپیچی است. شاخه رویشی یک محورفرعی است اما این اندام رویشی اساسأ مانند محور اولیه عمل می کند. جهت این اندام متمایل به راست است و تا زمانی که فعال است برگهای واقعی و میانگره های دیگر تولید  می کند. در شاخه های زایشی رشد اولیه آنها مانند رشد شاخه های رویشی است و در آن  شاخه های میوه دهنده از تغیر شکل این مریستم های رویشی به جوانه های آغازین گل پدید می آید. هر جوانه گل برای رشد به ۳۶ روز احتیاج دارد. کل زمان لازم برای رشد گل، از زمان تمایز تا گرده افشانی ۵۰-۴۰ روز است. تشکیل برچه ها در حدود ۳۵ روز قبل ازگرده افشانی صورت می گیرد و سلولهای مادر گرده ۲۳-۲۲ روز قبل از گرده افشانی تقسیم می شوند که در این مرحله گرده نسبت به تنشهای محیطی حساس است. دمای مطلوب برای رشد هیپوکتیل و ریشه ۴/۳۴ درجه سانتی گراد  است. وجود خاصیت اسیدی در خاک رشد پنبه را کاهش
می دهد. برای دست یابی به عملکرد مطلوب، گیاه پنبه باید در طول دوره تشکیل غوزه به طور مداوم آبیاری شود (۵۴).

۱-۳- آللوپاتی

آللوپاتی یکی از علوم نسبتا جدید است، اگرچه بیش از ۲۰۰۰سال پیش جملاتی درباره این پدیده بیان شده است. این واژه توسط مولیش در سال۱۹۳۷ برای نشان دادن برهمکنش های بیوشیمیائی بین همه انواع گیاهان و حتی میکروارگانیسمها بکاربرده شد(۴). بعبارت دیگرآللوپاتی در حال حاضر به هرگونه واکنش منفی یا مثبت گیاهی ناشی از تولید مواد شیمیائی توسط گیاه دیگر گفته می شود(۳۸). مواد شیمیائی آللوپاتیک ممکن است از راههای مختلفی وارد محیط شوند. این مواد ممکن است توسط ترشح از ریشه ها، آبشوئی از برگها، ساقه ها و یا میوه های گیاهان و یا بصورت آزاد سازی گازهای فرار به اتمسفر وارد محیط گردند. افزون بر این مواد ممکن است از بقایای گیاهی موجود روی سطح خاک و یا از بافتهای مرده ریشه در خاک، بدرون خاک آبشوئی شوند. در این مورد میکروبهای خاک ممکن است در آزاد سازی و یا حتی سنتز ترکیبات سمی نقش ایفا نمایند (۳،۳۸،۱۰۵،۱۱۶). پتانسیل آللوپاتیک اکنون برای تعداد زیادی از گونه های گیاهی همچون قیاق، چاودار، آفتابگردان و سورگم ثابت شده است و ترکیباتی چون اسیدهای زنجیره ای، فلاونها، سسکوی ترپنها و ترکیبات سیانوژیک بعنوان عواملی برای ایجاد اثرات آللوپاتیک معرفی شده اند (۳۸،۱۴۶). آللوپاتی موجب کاهش رشد گیاهان زراعی شده در برخی حالات به مراتب بیشتر از آنچه که از رقابت برای نور، آب و مواد غذائی می تواند ناشی شوند، می گردد (۲۶) با اینحال تحقیقات بعمل آمده بر روی علف هرز پنجه مرغی حاکی از کاهش بیشتر عملکردهای کمی و کیفی گیاهان زراعی ناشی از اثرات رقابتی این گیاه بر نهاده های زراعی است تا اثرات بازدارندگی این علف هرز (۱۱۹). محققین مشخص کردند بیشترین سمیت در اثر تجزیه بقایای گیاهان زراعی در شرایط اشباع رطوبتی خاک به دلیل تجزیه بی هوازی می باشد. اثر باز دارندگی بقایای گیاهی معمولا در مناطق با بارندگی زیاد و یا در سالهای مرطوب درنواحی خشک و نیمه خشک تشدید می گردد (۸۱). همچنین بقایای گیاهی ممکن است از رشد باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن یعنی ریزوبیوم و نیتروژنو باکتر  یا گره بندی بقولات ممانعت کنند (۱۳۱و۱۴۵). در روابط آللوپاتیکی دو نوع اثر بین گونه ای و درون گونه ای مشاهده می شود.

مطالعاتی که در اثر بقایای گیاهی روی گیاهان زراعی (بین گونه ای) انجام گرفته نشان می دهد که دو مکانیسم جداگانه در ایجاد سمیت بقایای گیاهی وجود دارد. مکانیسم اول عمل سمی ماده آللوپاتیک است که به سرعت عمل کرده و سپس معمولا بسرعت توسط کلوئید ها غیرفعال می شود . مکانیسم دوم
در بر گیرنده تحرک جمعیت میکروبی است که باعث نامتحرک شدن نیتروژن و غیرقابل استفاده شدن آن برای گیاهان عالی می شود. به عنوان مثال در مطالعه ای نشان داده شد که ذرت در سیستم به جای گذاردن بقایای گندم روی سطح خاک، عملکرد خوبی نداشت. عصاره بقایای گندم در حال تجزیه برای ذرت سمیت داشتند. در برخی موارد سمیت ممکن است ناشی از اثر بقایای یک گونه روی رشد همان گونه باشد. به عنوان مثال مشاهده شد که پوست ریشه های هلو برای درختان جوان هلو سمیت دارد. در این مطالعه مشخص شد که آمیگدالین که یک سیانوژنیک گلیکوسید است و در پوست ریشه هلو موجود است، در خاک تجزیه شده و سبب سمیت می گردد (۳۸). در تحقیقاتی در ایالت میسوری امریکا بعد از کلزا و گندم محصولاتی کشت شدند که معلوم شد میزان محصول پس ازهر دو گیاه هیچ تفاوتی نسبت به هم نداشته و نشان داده شده که کلزا خاصیت اللوپاتی ویا اثر منفی برای کشت دوم بعد از خود ندارد. همچنین با پوشش خوب این گیاه در سطح مزرعه می توان علفهای هرز را کنترل  کرده و سیکل آنها را برای کشتهای بعدی شکست (۶۰).

پوتنام و وستون (۱۹۸۶) ابراز داشتند استولونهای علف هرزمرغ موجب کاهش معنی دار طول  ریشه چه یونجه، ترتیزک، سویا و لوبیا چشم بلبلی شد و تحقیقات بر روی کاه و کلش گندم نشان داد، زمانیکه ذرت در زمین حاوی بقایای گندم و یا شبدر شیرین کشت شد، رشد ضعیفی داشت.

پوتنام و بارنز (۱۹۸۹) در رابطه با تاثیر موقعیت مکانی چاودار در خاک برجوانه زنی گونه های مختلف گیاهان زراعی ابراز داشتند که با افزایش فاصله بین بقایای چاودار و بذور کشت شده، میزان تاثیر سوء ناشی از بقایای چاودار بر جوانه زنی و رشد بذور کشت شده کاهش پیدا می کند. هیکس و همکاران (۱۹۸۹) در یک بررسی در خصوص تاثیر کاه و کلش گندم بر جوانه زنی ارقام مختلف پنبه ابراز داشتند که واکنش ارقام پنبه در این مورد متفاوت است. تحقیقات بعمل آمده بر روی سویا (۳۸) نیز حاکی از وجود تفاوت بین ژنوتیپهای مختلف سویا در رابطه با تحمل سمیت موجود در بقایای کاه و کلش گندم  می باشد.

کشت گیاهان زراعی دانه درشت مانند ذرت و سویا و سبزیجات یا گیاهانی که نشاء می گردند مانند برنج بعلت دورتر قرارگرفتن بذرها یا سیستم ریشه ای آنها از محل بقایا اغلب باعث ایجاد مقاومت بیشتری به مواد سمی یا ممانعت فیزیکی می گردد (۱۲۶). یکی دیگر از روشهای کاهش اثرات بازدارندگی بقایای گیاهی در زراعتهای بعدی، کاهش میزان آنها در مزرعه، بوسیله جمع آوری بقایا قبل از کشت می باشد      (۱۲۰). خارج کردن بقایا از مزرعه قبل از کشت بعدی موجب سهولت عملیات کشت، استقرار بهتر بذرها، پوشش صحیح آنها و موفقیت در کنترل علفهای هرز خواهد بود. کاهش میزان بقایا در سطح مزرعه باعث می شود که مواد علفکش نیز مستقیما بر روی علفهای هرز و خاک پاشیده شده و میزان تاثیر پذیری آنها افزایش یابد. در صورتی که امکان خارج کردن بقایا از مزرعه نباشد، بهتر است که با استفاده از ادوات مختلف آنها را خرد کرده و یا در مزرعه پخش نمود. آثار خارج کردن بقایای گیاهی روی عملکردها و چرخش مواد غذائی در خاکهای بافت درشت که دارای مواد آلی و ذخائر غذائی قابل استفاده کمتری هستند، چشم گیرتر است (۱۲۳). بحرانی (۱۳۷۷) در ارتباط با باقی گذاشتن مقادیر متفاوتی از بقایای گندم و خرد کردن آنها و تاثیر آن روی عملکرد ذرت دانه ای ابراز داشت که خرد و زیر خاک کردن بخشی از بقایای گندم (۳۰ تا۵۰ درصد) در مقایسه با حالات سوزانیدن و جمع آوری کامل آنها عملکرد دانه و یا ماده خشک بلال ذرت سیلوئی را نه تنها کاهش نداد، بلکه حتی افزایش نیز داده است. اکرم قادری و همکاران   (۱۳۸۰) در بررسی اثر آللوپاتیک درمنه بر ظهور و رشد گیاهچه گندم، کلزا، خردل وحشی و یولاف وحشی نشان دادند که ظهور و رشد گیاهچه گونه های مورد آزمایش به مقادیر مختلف بافت درمنه متفاوت بود. کاهش ظهور گیاهچه خردل وحشی بیشتر از بقیه گونه ها بود و در مقابل ظهور گیاهچه های گندم تحت تاثیر مقدار بافت درمنه در خاک قرار نگرفت. بعد از خردل وحشی بیشترین حساسیت ظهور گیاهچه در کلزا دیده شد.

در بررسی اثر مقادیر مختلف بقایای ماشک روی سطح خاک بر روی درصد جوانه زنی و رشد شش گونه گیاهی شامل ذرت، سویا، تاج خروس، گاو پنبه، سلمک و سوروف نتایج نشان داده است که درصد سبز شدن ذرت به وسیله بقایا تحت تاثیر قرار نمی گیرد و جوانه زنی سویا به میزان کمی تحت تاثیر واقع      می شود. درصد سبز شدن تاج خروس، گاوپنبه، سلمک و سوروف با افزایش بقایا روی سطح خاک، به طور معنی داری کاهش پیدا کرده است. رشد ساقه ذرت با افزایش بقایا افزایش پیدا کرد ولی افزایش بقایا تاثیر معنی داری روی رشد ساقه بقیه گونه ها نداشته است (۳۳). مسکرباشی و کاشانی (۱۳۷۹) اعلام کردند که مخلوط کردن کامل کاه و کلش گندم علاوه بر اینکه موجب کاهش محصول گندم در سال بعد نشد بلکه تاثیر مثبت در روند افزایش ماده آلی خاک گذارد. ضیاء حسینی و همکاران (۱۳۷۹) در آزمایشی روی اثر بقایای گیاهی کنگر و سویا بر سبز شدن و رشد برنج مشاهده کردند که درصد سبز شدن بذر، وزن ماده خشک، ارتفاع و تعداد برگ بوته های برنج نسبت به شاهد کاهش یافت و در مجموع درصد بازدارندگی کنگر بر برنج بیشتر از سویا بود. در تحقیق دیگری در بررسی اثر آللوپاتیک شلمی بر جوانه زنی سویا هیچ گونه تغییرات و اثری  مشاهده نشد (۳۷). معینی و خلدبرین (۱۳۷۳) در بررسی اثر گیاه درمنه بر پدیده نیتریفیکاسیون مشاهده کردند بر هر دو مرحله نیتریفیکاسیون (تشکیل نیتریت از آمونیوم و تولید نیترات از نیتریت) خصوصا تشکیل نیترات موثر بوده و اثر باز دارندگی داشت.

سبحانی و ناخدا (۱۳۷۷) در بررسی اثر بقایای گیاهی زراعی بر کشت گندم، بالاترین عملکرد کمی و کیفی گندم را در شرایطی بدست آوردند که با بقایای چغندر و جو آبیاری شده بود. در آزمایشی ضمن انجام یکسری بررسی های دقیق بر روی تاثیر بقایای گندم در کاهش عملکرد یک گیاه به این نتیجه رسیدند که جابجائی نیتروژن و سموم حاصل از بقایای گیاهی در خاک بویژه زمانی که گیاه در نزدیکی بقایا رشد کنند، موجب کاهش عملکرد می گردد (۶۶).

در آزمایشهای مختلف نشان داده شده است که عصاره گراسها کمتر از بقولات بر روی جوانه زنی  بذور تاثیر گذار است (۹۵). شاندراموهان و همکاران (۱۹۷۳) نشان دادند که اضافه کردن کود نیتروژن باعث افزایش قدرت تولیدی برنج و کاهش غلظت ترکیبات فنلی در خاک در هنگام وجود بقایا می شود. بعلاوه نشان داده شده است که افزایش نیتروژن، فسفر و عناصر دیگر غلظت ترکیبات فنلی را در گیاهان مورد آزمایش کاهش می دهند. در بررسی اثر آللوپاتیک عصاره کاه و کلش نخود سیاه بر تناوب گیاهان زراعی نشان داده شد که سویا بیشترین و آفتابگردان کمترین حساسیت را نسبت به عصاره ارقام نخود سیاه از خود نشان دادند (۲۰).

 

 

فهرست مطالب مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه, در ادامه قابل مشاهده می باشد.

  • مقدمه۱
  • فصل اول
  • کلیات۷
  • ۱-۱- کلزا۷
  • ۱-۲- پنبه۹
  • ۱-۳- آللوپاتی۱۱
  • ۱-۴- سیستمهای کشت۱۵
  • فصل دوم
  •  بررسی منابع۱۹
  • ۲-۱- کشت دوم پنبه پس از کلزا۱۹
  • ۲-۲ – مراحل نمو پنبه۲۳
  • ۲-۳- مدیریت بقایای گیاهی در کشت دوم پنبه۲۴
  • ۲-۳-۱- نقش بقایای گیاهی بر مواد آلی خاک۲۹
  • ۲-۳-۲- اثر شخم بر بقایا در کشت دوم پنبه۳۱
  • ۲-۳-۳- اثر آللوپاتیک بقایای گیاهی بر کشت دوم پنبه پس از کلزا۳۲
  • ۲-۴- نیتروژن در پنبه۳۲
  • ۲-۴-۱- نقش نیتروژن درگیاه۳۲
  • ۲-۴-۲- تاثیر بیش بود و کمبود نیتروژن در پنبه۳۴
  • ۲-۴-۳- نقش آب در کارائی نیتروژن در پنبه۳۶
  • ۲-۴-۴- مصرف کود نیتروژن در پنبه۳۶
  • فصل سوم
  •  مواد و روشها۴۰
  • ۳-۱- محل و موقعیت اجرای طرح۴۰
  • ۳-۲- نحوه اجرای طرح۴۰
  • ۳-۳- مراحل اجرا۴۱
  • ۳-۴- رقم پنبه مورد کشت۴۳
  • ۳-۵- صفات مورد بررسی۴۳
  • ۳-۶- تجزیه و تحلیل آماری۴۴
  • فصل چهارم
  •  نتایج۵۰
  • ۴-۱- تاثیر بقایای کلزا،عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر استقرار پنبه۵۰
  • ۴-۲- تاثیر بقایای کلزا، عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر رشد رویشی پنبه۵۳
  • ۴-۳- تاثیر بقایای کلزا،عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر رشد زایشی پنبه۵۹
  • ۴-۴- تاثیر بقایای کلزا، عملیات خاک ورزی و کود نیتروژنه بر چینهای برداشت ۶۷
  • بحث۷۶
  • نتیجه گیری کلی۸۵
  • پیشنهادات۸۶
  • منابع مورد استفاده

 

 

 

 

در صورت تمایل شما می توانید مقاله بررسی اثر بقایای گیاهی کلزا, خاک ورزی و مقدار کود نیتروژن برکشت دوم پنبه را به قیمت ۱۵۹۰۰ تومان از سایت فراپروژه دانلود نمایید. اگر در هر کدام از مراحل خرید یا دانلود با سوال یا ابهامی مواجه شدید می توانید از طریق آدرس contact-us@faraproje.ir و یا ارسال پیامک به شماره: ۰۹۳۸۲۳۳۳۰۷۰ با ما در تماس باشید. با اطمینان از وب سایت فراپروژه خرید کنید، زیرا پشتیبانی سایت همیشه همراه شماست.




فرستادن دیدگاه

تازه ترین مطالب

پشتیبانی سایت

پشتیبانی سایت