شهریور
۲۷
۱۴۰۰

دانلود مقاله مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج

سالهاست كه نام رودكي پيوسته با عنوان «پدر شعر فارسي» و نام نيما يوشيج (علي اسفندياري) با عنوان «پدر شعر نو فارسي» همراه بوده است و گاه خواننده بدون آنكه علت واقعي اين وجه تسميه را بداند آن را به خاطر سپره و بارها ذكر نموده است. شاعران بزرگواري كه هر كدام در اعتلاي فرهنگ… پیشنهاد می کنیم ادامه این مطلب مفید و ارزشمند را در مقاله مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج دنبال نمایید. این فایل شامل ۲۵۲ صفحه و در قالب word ارائه شده است.

مقاله مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج

مشخصات فایل مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج

عنوان: مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج
فرمت فایل : word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات : ۲۵۲
حجم فایل : ۱۵۲ کیلوبایت

بخشی از  مقاله مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج را در ادامه مشاهده خواهید نمود.

 

نخستين شناسندگان رودكي:

درباره‌ي چند تن از بزرگان ادب و سخن سرايان ايران دشواري بسيار بزرگي كه در پيش ماست اين است كه درباره‌ي نام و نسب و تاريخ در گذشت و جزييات زندگي ايشان آگاهي درست و دقيق در كتاب‌هاي رايج نيست. گويي شهرت ايشان وانتشار فوق‌العاده‌ي آثارشان چنان در ميان مردم ايران درگرفته است كه در پي اين گونه جزئيات كه درباره‌ي ايشان بسيار اهميت دارد نرفته‌اند و در حقيقت شهرتشان، زندگيشان را تحت‌الشعاع قرار داده است. چنانكه درباره‌ي فردوسي هنوز مجهولات فراوان در پيش داريم. يكي از آن گويندگان شهير رودكي است كه زندگي و آثار و افكار او پيوسته در ابهام مانده است و نخستين كسي كه بحث درباره اين مرد بزرگ را به جايي رسانده است كه برخي جزييات زندگي او را از زير پرده استتار روزگار بيرون كشيده مرحوم محمد قزويني در حواشي چهار مقاله نظامي عروضي است.[۱]

اينك بايد آن چه درباره‌ي رودكي در كتاب‌هاي رايج آمده است به ترتيب تاريخ نقل كرد:

  • نخستين كسي كه ذكر از رودكي كرده نظامي عروضي سمرقندي در كتاب معروف چهار مقاله است كه آن را در حدود سال ۵۵۰ تأليف كرده‌ است.
  • پس از او، محمد عوفي در لباب‌الالباب كه آن را در حدود سال ۶۱۸ تأليف كرده است.
  • حمدالله مستوفي در كتاب تاريخ گزيده كه آن را در سال ۷۳۰ تأليف كرده است.
  • دولتشاه‌بن علاء‌الدوله بختيشاه غازي سمرقندي در تذكره‌الشعرا كه آن را در سال ۸۹۲ به پايان رسانيده است.
  • جامي در بهارستان كه آن را در سال ۸۹۲ تأليف كرده است.
  • حكيم‌شاه محمدبن مبارك قزويني در ترجمه مجالس‌النفايس عليشيرنوايي[۲] كه از سال ۹۲۷ تا ۹۲۹ مشغول ترجمه آن بود.
  • غياث‌الدين‌بن‌همام‌الدين هروي خوندمير در كتاب معروف حبيب‌السير.
  • محمدعارف لقايي در مجمع‌الفضلا.
  • امين احمد رازي در هفت اقليم.
  • شيخ ابوالقاسم بن ابوحامدبن نصر بلياني انصاري كازروني در كتاب سلم السماوات.
  • محمدصادق ناظم تبريزي در نظم گزيده.
  • ميرحسين دوست سنبهلي در تذكره حسيني.
  • امير شيرعليخان لودي در مرآة الخيال.
  • حاج لطفعلي بيك آذر بيكدلي در آتشكده.
  • ميرغلامعلي آزاد بلگرامي در خزانه عامره.
  • محمد قدرة ‌الله‌خان گوپاموي در نتايج الافكار.
  • رضاقلي‌خان هدايت درمجمع‌الفصحا.
  • تامس ويليم بيل در مفتاح‌التواريخ.
  • اميرالملك سيد محمد صديق حسن‌خان در شمع‌ انجمن.
  • مولوي آغااحمدعلي احمد در هفت آسمان.
  • ميرزا محمدناصر طبيب ديلمي متخلص به اديب.
  • مولانا محمد عبدالغني‌خان غني موفرخ آبادي در تذكرة‌الشعرا.
  • صدرالدين عيني مؤلف تاجيكستان.
  • مولانا محمدحسين آزاد در كتاب سخندان فارس.
  • ميرزاده و سهيلي و جلال اكرامي و بزرگ‌زاده در كتاب نمونه‌هاي ادبيات تاجيك.
  • غلامرضا رياضي در كتاب دانشوران خراسان.

اين افراد در كتب و يا تذكره‌هاي خود از رودكي و نسب و نام و لقب و زادگاه و اشعار وي به گونه‌هاي مختلف سخن گفته‌اند.[۳]


نخستين شناسندگان نيما يوشيج:

آنچه را كه در ابتداي اين بحث در باب رودكي و فردوسي بيان كرديم در مورد زندگي و احوال نيما يوشيج صدق نمي‌كند و دليل آن هم موقعيت و عصر زندگي وي مي‌باشد؛ هر چند هنوز ابهاماتي در فهم بعضي از اشعار او وجود دارد اما در مورد زندگي و احوال او نويسندگان و گويندگان بسياري قلمفرسايي كرده‌اند كه به نام پاره‌اي از آنان مي‌پردازيم:

  • مهدي اخوان ثالث در كتب معروف خود «بدايع و بدعتهاي نيما» و «عطا و لقاي نيما» و در مقالات و سخنرانيهاي متعدد خود.
  • سيروس طاهباز در چاپ و تكثير بسياري از مجموعه‌هاي اشعار و نامه‌هاي نيما.
  • يحيي آرين‌پور در كتاب از صبا تا نيما (تاريخ ادب فارسي معاصر).
  • محمد ضياء هشترودي در مقالات و سخنراني‌ها.
  • لئون سركيسيان در مقالات خود.
  • محمدحسين شهريار در مقالات و اشعار خود.[۴]
  • جلال آل ‌احمد در مقالات و سخنراني‌هاي خود.
  • حبيب يغمايي در مقالات و سخنراني‌هاي خود.
  • شين پرتو (دكتر علي‌ پرتو) در سخنراني و مقالات.
  • اسماعيل شاهرودي (آينده) در سخنراني و مقالات.
  • فروغ فرخ‌زاد.
  • ابراهيم ناعم.
  • نصرت رحماني در شعر الرثاء كه در مرگ نيما سرود.[۵]
  • دكتر تقي‌ پورنامداريان در كتاب خانه‌‌ام ابري است.
  • دكتر بهروز ثروتيان در كتاب انديشه و هنر در شعر نيما.


عقايد و افكار رودكي:

در تذكره‌ها آورده‌اند كه ابوعبدالله جعفربن محمد رودكي، در رودك سمرقند چشم به جهان گشود و در موسيقي او را مهارتي عظيم بود و بربط را نيكو نواختي و داراي هوش و قريحه‌اي بالا بود و در هشت سالگي قرآن به تمامت بياموخت و …

اما آنچه در اين جا مورد نظر است، بررسي عقايد و افكار رودكي است كه تنها آنها را با بررسي اشعار بر جاي مانده از وي مي‌توان تشخيص داد.

۱) عقايد و افكار حكيمانه و اندرزگويي:

يكي از ويژگيهاي اشعار رودكي كه از عقيده و فكر وي نشأت مي‌گيرد ممتاز بودن اشعار وي به افكار حكيمانه و پند و اندرزگويي مي‌باشد.

زمانه پندي آزادوار داد مرا
به روز نيك كسان گفت تا تو غم نخوري
زمانه گفت مرا: خشم خويش‌دار نگاه
زمانه را چو نكو بنگري همه پند است
بسا كسا كه به روز تو آرزومند است
كه را زبان نه به بند است، پاي دربند است
(ديوان، ص ۱۶[۶])
نيك‌بخت آن كس كه داد و بخورد شوربخت آن كه او نخورد و نداد
(ديوان، ص ۱۷)
از دوست به هر چيز چرا بايدت آزرد؟ كين عيش چنين باشد گه شادي و گه درد
(ديوان، ص ۱۸)
مهتران جهان همه مردند
زيرخاك اندورن شدند آنان
از هزاران هزار نعمت و ناز
مرگ را سر همه فرو كردند
كه همه كوشك‌ها برآوردند
نه به آخر به جز كفن بردند؟!
(ديوان، ص ۲۱)
بساكسا كه بره‌ست و فرخشه[۷] بر خوانش
مبادرت كن و خامش مباش چندينا
بساكسا كه جوين نان همي نيابد سير
اگرت بدره رساند همي به بدر[۸] منير
(ديوان، ص ۲۷)
آنچه با رنج يافتيش و به ذل
خود بيگانه گردد از پي سود
تو به آساني از گزافه مديش
خواهي آن روز؟ مزد كمترديش
(ديوان، ص ۳۰)
كسان كه تلخي زهر طلب نمي‌دانند
تو را كه مي‌شنوي، طاقت شنيدن نيست
ترش شوند و بتابند روز اهل سؤال
مرا كه مي‌طلبم خود چگونه باشد حال؟
(ديوان، ص ۳۲)
گاه زبر زير گردد از غم و، گه باز زير زبر، همچنان ز انده جوشان
(ديوان، ص ۳۳)

همانطور كه با شواهد و مثال‌هاي فوق ديده شد «رودكي يكي از شعرايي است كه در شعر خويش افكار حكيمانه و اندرزها را وارد نموده است و در بيشتر قطعاتي كه از وي مانده اشعار وزين در حكم و معارف دارد و در ميان شعراي پارسي زبان بدين صفت مخصوص و ممتاز است.»[۹]

۲) رقيق القلب و باهوش بودن رودكي:

اصولاً يكي از خصايص اصلي شاعري دارا بودن قلب رقيق و روحي حساس است و تا قلب رقيق نباشد كسي را به شاعري راهبري نمي‌كند. هر قلب حساس احساساتي را از خود مي‌تراود؛ چون، رحم و اغماض و بزرگواري و امثال آن. رودكي هم در اين احساسات شريك است و مي‌گويد:

اين تيغ نه از بهر ستمكاران كردند انگور نه از بهر نبيدست به چرخشت
(ديوان، ص ۱۰۸)

و هوش تيز با قلب حساس مصاحب شاعر است و به همين جهت در كار جهان‌ نگران و در پند و عبرت گرفتن از روزگار پيشرو است. چنانكه گويد:

اين جهان پاك خواب كردار است آن شناسد كه دلش بيدار است
(ديوان، ص ۱۶)

و در جاي ديگر:

جهان هميشه چو چشميست گرد گردانست
همان كه درمان باشد به جاي درد شود
كهن كند به زماني همان كجا نو بود
بسا شكسته بيابان كه باغ خرم بود
هميشه تا بود آيين گرد گردان بود
و باز درد همان كز نخست درمان بود
و نوكند به زماني همان كه خلقان بود
و باغ خرم گشت آن كجا بيابان بود[۱۰]
                   (ديوان، ص ۲۲، ۲۳)

۳) حس بي‌نيازي:

رودكي گويد:

چون تو طمع از جهان بريدي داني كه همه جهان كريمند
(ديوان، ص ۵۵)

و بي‌نيازي او را از آن باز مي‌دارد كه بر نعمت كسان رشك برد و او را راه مي‌نمايد كه بگويد:

به روز نيك كسان گفت تا تو غم نخوري بسا كسا كه به روز تو آرزومند است
(ديوان، ص ۱۶)

يا در جاي ديگر گويد:

خداي را بستودم كه كردگار من است زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود
(ديوان، ص ۲۱)

۴) نيكنامي:

يكي از عقايد رودكي كه از آثارش پيداست آنست كه فرد بايد نام و اثر نيك از خود باقي گذارد.

اندر بلاي سخت پديد آرند فضل بزرگ مردي و سالاري
(ديوان، ص ۴۲)

و يا در جاي ديگر اين عقيده را توضيح مي‌دهد:

چهار چيز مر آزاده را ز غم بخرد تن درست و خوي نيك و نام نيك و خرد
(ديوان، ص ۱۱۰)

۵) مذهبي بودن:

از جمله افكار و اعتقادات وي مي‌توان به اعتقادات مذهبي او نيز اشاره نمود. اشارات متعددي كه در اشعار رودكي در گرايش به تشيع ديده مي‌شود اين احتمال را قوياً مطرح مي‌سازد كه او داراي مذهب تشيع بوده است. از آن جمله:

كسي را كه باشد به دل مهر حيدر شود سرخ رو در دو گيتي به آور
(ديوان، ص ۵۶)
اي شاه نبي‌سيرت، ايمان به تو محكم اي مير علي حكمت، عالم به تو در غال
(ديوان، ۸۶)

همان طور كه از اشعار رودكي پيداست وي به خاندان پيامبر مهر مي‌ورزيده است و سعيد نفيسي در كتاب «محيط زندگي و احوال و اشعار رودكي» تأكيد مي‌كند كه وي معتقد به يكي از طرق اماميه و شايد، چنان كه بيشتر حدس آن مي‌رود، اسماعيلي بوده باشد.

در باب مذهب وي معروفي بلخي نيز بدين عقيده اشارت كرده و يك مصرع از او را به تضمين آورده است.

از رودكي شنيدم استاد شاعران كندر جهان به كس مگرو جز به فاطمي[۱۱]

از بيت فوق گرايش صريح رودكي را به مذهب فاطميان يا اسماعيليه كه شاخه‌اي از تشيع هستند، فهميده مي‌گردد.

عنايت‌هاي دو شاعر شيعه ديگر يعني كسائي و ناصر خسرو به رودكي نيز گوياي اشتراك عقيدتي اين دو شاعر با وي بوده است. كسايي درباره او مي‌گويد:

زيبا بود ار مرد بنازد به كسائي چونان كه سمرقند به استاد سمرقند

ناصر خسرو در يكي از قصايدش خود را به رودكي و حسان تشبيه مي‌كند. با توجه به آن كه حسان، ستايشگر حضرت پيامبر (ص) بوده است اين احتمال وجود دارد كه رودكي نيز اشعاري در ستايش آن حضرت و اهل بيت سروده باشد:

جان را ز بهر مدحت آل رسول گه رودكي و گاهي حسان كنم[۱۲]

و شايد اقتفا و استقبال از برخي سروده‌هاي رودكي به وسيله ناصر خسرو نيز جدا از همين گرايش عاطفي و عقيدتي شاعر به رودكي نبوده است. ناصر خسرو در قصيده‌اي با مطلع:

تمييز و هوش و فكرت و بيداري چون داد خيرخير تو را باري[۱۳]

كه تقليدي از سروده مشهور رودكي است.

اي آن كه غمگني و سزاواري وندر نهان سرشك همي باري

احتمالاً اعتقاد رودكي به تشيع، هنگامي كه نصربن احمد ساماني به خليفه فاطمي گراييد، آشكارتر شده است.

اكنون معلوم مي‌شود كه وقتي از رودكي نقل مي‌شود كه «اندر جهان به كس مگرو جز به فاطمي» تعبير شاعر علاوه بر آن كه بازتاب عقيده خود اوست، تأثير از گرايش قوي جامعه وي و دستگاه ساماني در برهه‌اي از تاريخ آن سلسله دارد.

عقايد و افكار نيما يوشيج

۱) مهرباني و دلسوز بودن:

با كمي توجه در آثار و اشعار نيما مي‌توان به افكار و انديشه‌هاي وي پي برد. نيما مردي دلسوز و با دلي رقيق بود كه حتي حاضر بود بخاطر منافع ديگران متحمل سختي‌هاي زيادي هم بشود. نيما خود بهتر اين مطلب را بيان مي‌دارد: «من با همه مهربان هستم. نوع انسان را دوست دارم زيرا كه براي اوست كه كاري مي‌كنم. براي اوست كه زحمت مي‌كشم، اما حق را بيش از همه كس و همه چيز دوست دارم.»[۱۴]

او تمام سختي‌هاي زندگيش را با زبان زيبايي در اشعارش ذكر مي‌كند، مانند: شعر «قصه رنگ پرده» كه در حقيقت در آن شاعر داستان دردناك زندگاني خود را باز گفته است و اين «قصه رنگ پريده خون سرد» كه سر به سر عشق است و ناكامي و درد؛ نخستين اثر منظوم او است و خودش نوشته كه «من پيش از آن شعري در دست ندارم.»[۱۵]

اين اثر متعلق به سال ۱۲۹۹ اوست كه يكسال بعد انتشار يافته است. زماني كه هنوز نيما «يوشي» امضاء مي‌كرده است. اين مثنوي نزديك به پانصد بيت دارد و در بحر معروف مثنوي است. از سر و روي آن پيداست كه تمرين اوليه شاعري جوان است. نيما در اين قصه مشق شاعري مي‌كند. جاي پاي مولانا هم در وزن و هم در معني اين قصه پيدا است. در آن از درد هجران، از غم دوران و ناپايداري زمانه سخن رفته است.[۱۶]

من ندانم با كه گويم شرح درد

قصه رنگ پريده، خون سرد

هر كه با من همره و پيمانه شد

عاقبت شيدا دل و ديوانه شد

قصه‌ام عشاق را دلخون كند

عاقبت خواننده را مجنون كند

آتش عشق است و گيرد در كسي

كاو ز سوز عشق مي‌سوزد بسي

قصه‌يي دارم من از ياران خويش

قصه‌يي از بخت و از دوران خويش

ياد مي‌آيد مرا از كودكي

همره من بود همواره يكي

من نمي‌دانستم اين همراه كيست

قصدش از همراهي در كار چيست؟

بس كه ديدم نيكي و ياري او

كارسازي و مددكاري او

گفتم اي عاقل ببايد جست او

هر كه باشد دوستار تست او

شادي تو از مددكاري اوست

بازپرس از حال اين ديرينه دوست

گفتمش اي نازنين يار نكو

همرها تو چه كسي؟ آخر بگو

كيستي؟ چه نام داري؟ گفت: عشق

چيستي كه بيقراري؟ گفت: عشق[۱۷]

۲) اجتماعي و سياسي بودن نيما

نيما شاعري اجتماعي و سياسي است. در اشعارش به درد مردم و مشكلاتشان و مسائل روزمره جامعه بسيار نظر دارد؛ لذا او را يك شاعر اجتماعي مي‌نامند و بسياري از اشعار نيما انتقادي و اجتماعي است براي نمونه در شعرهاي نيما واژه «شب» بسيار به كار رفته است در بيشتر سروده‌هاي نيما شب سمبلي از ظلم و ستم دوران است كه براي نشان دادن و بيان خفقان موجود در جامعه از واژه شب استفاده كرده است. نيما بارها اشاره دارد كه همه‌چيز به آدم موضوع براي شعر گفتن يا چيز نوشتن مي‌دهد. براي همين موضوعات شعري نيما فراوانند. نكته ديگر نظر اجتماعي و انتقادي نيماست در بسياري از اشعارش در حكومت بيست ساله كه برخي از سخن‌سرايان آزاده از ميان رفتند، بعضي نيز خاموشي گزيدند و گروهي ديگر احياناً از سر اضطرار يا به دلخواه جانب قدرت حاكم را كم و بيش گرفتند، نيما در آن دوره‌ي سختي و فشار، در خلوت خويش يكسر به كار شعر و تكميل تجربه‌هاي شعري خود پرداخت.

همان‌گونه كه گفته شد در آثار نيما يك دسته اشعار اجتماعي وجود دارد. در آثار سالهاي ۱۳۰۳-۱۳۰۰ او به دو شعر عروضي «بز ملاحسن مسئله‌گو» و «محبس» بر مي‌خوريم كه اولي مكالمه بزي است فراري با ملاحسن صاحب او، درباره تجاوز به حق ديگران، و دومي داستان كارگري است «كرم» نام كه به اتهام انقلابي بودن به زندان افتاده است. اين شعر را كه هنوز هم ناتمام مانده «برتلس» مستشرق روسي ترجمه كرده است و چنين شروع مي‌شود:

در ته تنگ دخمه‌اي چو قفس
ناگهان شد گشاده در ظلمات
در بر روشنائي شمعي
پنج كرت چو كوفتند جرس
در تاريك كهنه محبس
سر نهاده به زانوان جمعي[۱۸]

اما پس از استقرار دوره خفقان ديگر جاي اين حرف و سخن‌ها نيست. همين اجبار است كه نيما را چنانكه گذشت وادار به سمبل‌گرايي مي‌كند. نيما خود را در لباس مرغان بيشتر پناهنده مي‌سازد. حتي پيچيدگي‌هاي تعبير و مفاهيم شعري او را نيز مثلاً «در گل مهتاب» يا در «پريان» و «اميد پليد» و «ناقوس» تكامل مي‌يابد و همه را بايد اثر همين دوره خفقان دانست.[۱۹]

 

 

فهرست مطالب مقاله مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج, در ادامه قابل مشاهده می باشد.

 

  • مقدمه و پيشگفتار    ۱
  • نخستين شناسندگان رودكي      ۴
  • نخستين شناسندگان نيما يوشيج                ۷
  • عقايد و افكار رودكي:             ۹
  • ۱-            عقايد و افكار حكيمانه و اندرزگويي       ۹
  • ۲-            رقيق القلب و باهوش بودن رودكي         ۱۱
  • ۳-            حس بي‌نيازي          ۱۲
  • ۴-            نيكنامي    ۱۲
  • ۵-            مذهبي بودن            ۱۳
  • عقايد و افكار نيما يوشيج:       ۱۶
  • ۱-            مهرباني و دلسوز بودن           ۱۶
  • ۲-            اجتماعي و سياسي بودن نيما  ۱۸
  • ۳-            پند و اندرزگويي     ۲۵
  • ۴-            پايبندي نيما به زادگاه و طبيعت و مظاهر آن         ۲۶
  • ۵-            استواري و پايبندي به عقايد    ۳۰
  • ۶-            اصول عقايد نيما در باب نظم و نثر       ۳۰
  • ۷-            عقايد مذهبي نيما     ۳۱
  • معلومات رودكي و بازتاب آن در اشعارش             ۳۲
  • ۱-            قرآن و حديث          ۳۶
  • ۲-            اشاره به داستانهاي قرآن و اساطير سامي               ۳۷
  • ۳-            بهره‌گيري از مضامين شعر عرب و اشاره به سرايندگان آنها                ۳۷
  • ۴-            اشاره به اساطير ايراني و داستانهاي پهلواني         ۳۸
  • ۵-            اشارات علمي و فلسفي            ۳۸
  • معلومات نيما يوشيج و بازتاب آن در اشعار وي    ۳۹
  • ۱- آشنايي و تسلط بر زبان فرانسه          ۳۹
  • ۲- ياد‌گيري زبان عربي           ۳۹
  • ۳- تسلط بر سبك و اوزان اشعار قدما      ۴۰
  • ۴- آشنايي با هنر موسيقي        ۴۰
  • ۵- تدريس زبان فارسي و عربي              ۴۱
  • ۶- توانايي بر نويسندگي و داستان نويسي و نمايشنامه نويسي               ۴۱
  • ۷- آشنايي با نقد ادبي               ۴۲
  • ۸- تسلط بر سبك رمانتيسم و سمبليسم     ۴۲
  • ۹- آشنايي نيما با فقه و اصول و حكمت ۴۵
  • رودكي پدر شعر فارسي و علل و دلايل آن            ۴۶
  • نيما پدر شعر فارسي و علل و دلايل آن  ۵۳
  • نكات دستوري و صنايع ادبي در اشعار رودكي     ۶۰
  • ۱-            ويژگيهاي صرفي    ۶۱
  • ۱-۱) افعال               ۶۱
  • ۲-۱) اسمها              ۶۲
  • ۳-۱) حروف           ۶۳
  • – استعمال حروف ربط يا اضافه مركب ۶۴
  • ۴-۱) پيشوندها         ۶۴
  • استعمال و حذف به قرينة پيشوند « بـ » تاكيدي    ۶۴
  • استعمال پيشوند‌هاي كهن        ۶۵
  • استعمال پسوند (ومند) به جاي مند         ۶۵
  • استعمال فراوان كاف تحبيب، تصغير، تلطيف       ۶۵
  • ابدال حروف           ۶۶
  • ۲) ساختار نحوي     ۶۶
  • ۲-۱) جمله               ۶۶
  • ۲-۲) ضماير            ۶۶
  • ۳-۲) تكرار كلمه     ۶۷
  • نكات دستوري         ۶۸
  • اضافه تشبيهي         ۶۸
  • كاربرد دو حرف اضافه براي يك متمم   ۶۹
  • صفت جانشين موصوف         ۷۰
  • صفت فاعلي            ۷۰
  • صفت بياني             ۷۱
  • صفت مفعولي         ۷۱
  • بدل          ۷۱
  • قيد شك و ترديد       ۷۱
  • قيد تنبيه   ۷۲
  • صوت (شبه جمله تأسف)       ۷۲
  • ضمير ملكي            ۷۲
  • پسوند دارندگي و اتصاف       ۷۲
  • انواع الف                ۷۲
  • الف ندا    ۷۲
  • الف زايد ۷۳
  • الف تاكيد                 ۷۳
  • الف اطلاق              ۷۳
  • اسم مصدر               ۷۳
  • ي مصدري             ۷۳
  • فعل دعايي               ۷۴
  • جمله معترضه         ۷۴
  • اضافه استعاري       ۷۴
  • واو حاليه                 ۷۴
  • كه حاليه ۷۵
  • قيد حالت ۷۵
  • كاربرد مي براي تاكيد             ۷۵
  • استفهام تقريري        ۷۵
  •  حرف ربط براي تسويه          ۷۵
  •  نمونه‌‌هايي از صنايع ادبي در اشعار رودكي         ۷۵
  • تشبيه       ۷۶
  • استعاره    ۷۸
  • استعاره كنائي (از نوع تشخيص)           ۷۹
  • كنايه        ۸۰
  • ايهام         ۸۱
  • تضاد، طباق            ۸۱
  • غلو          ۸۲
  • مجاز        ۸۲
  • ردالمطلع                 ۸۲
  • جناس زايد               ۸۲
  • طرد و عكس           ۸۳
  • تمثيل       ۸۳
  • هجويه     ۸۳
  • ذو وزنين ۸۴
  • حشو        ۸۴
  • نكات دستوري و صنايع ادبي در شعر نيما            ۸۵
  • استعاره    ۸۵
  • كنايه        ۸۶
  • مجاز        ۸۶
  • تشبيه       ۸۸
  • سمبل       ۸۹
  • صفت‌ مفعولي مركب              ۹۱
  • كنايه        ۹۳
  • صفت فاعلي مرخم ۹۴
  • تاثير گذاري رودكي و كلام وي بر گويندگان پس از خود      ۹۷
  • ۱- سعدي                 ۱۰۲
  • ۲- مسعود سعد- قطران تبريزي- ابوالمظفر مكي پنجدهي- سنايي- سعدي-
  • اديب‌الممالك             ۱۰۲
  • ۳- سنايي                 ۱۰۳
  • ۴- كسايي مروزي- رشيد و طواط          ۱۰۴
  • ۵- دقيقي ۱۰۴
  • ۶- سعدي                 ۱۰۴
  • ۷- وزير ابي‌طيب مصعبي      ۱۰۵
  • ۸- عنصري بلخي   ۱۰۵
  • ۹- ابوشكور بلخي- فردوسي   ۱۰۵
  • ۱۰- ابوطاهر خسرواني          ۱۰۶
  • ۱۱- ابوشكور بلخي ۱۰۶
  • ۱۲- فردوسي           ۱۰۶
  • ۱۳- ازرقي هروي   ۱۰۷
  • ۱۴- رابعه- عنصري- سنايي غزنوي- قطران تبريزي- امير معزي نيشابوري- رشيد و..     ۱۰۷
  • ۱۵- سنايي- ابن‌يمين                ۱۰۹
  • تأثيرگذاري نيما و كلام وي بر گويندگان پس از خود            ۱۱۰
  • ۱- شهريار               ۱۱۰
  • دو مرغ بهشتي        ۱۱۱
  • ۲- ضياء هشترودي ۱۱۲
  • ۳- ميرزاده عشقي    ۱۱۲
  • ۴- اسماعيل شاهرودي             ۱۱۳
  • ۵- شين پرتو            ۱۱۴
  • ۶- فروغ فرخ زاد    ۱۱۴
  • ۷- نصرت رحماني  ۱۱۶
  • گستردگي انواع قالب‌هاي شعري در شعر رودكي  ۱۲۰
  • گستردگي انواع قالب‌هاي شعري در اشعار نيما يوشيج          ۱۲۴
  • رودكي و مديحه‌سرايي در اشعار او       ۱۳۶
  • نيما يوشيج و مديحه‌سرايي      ۱۴۳
  • ويژگيهاي اشعار رودكي         ۱۴۹
  • ويژگيهاي اشعار نيما               ۱۶۰
  • مضامين اشعار رودكي           ۱۶۹
  • مدح         ۱۶۹
  • تغزل       ۱۷۱
  • توصيف ۱۷۲
  • خمريات   ۱۷۳
  • مرثيه       ۱۷۴
  • هجو        ۱۷۶
  • زهد و پند                ۱۷۷
  • مضامين اشعار نيما يوشيج     ۱۸۰
  • طبيعت گرايي         ۱۸۰
  • شب         ۱۸۶
  • انسان دوستي           ۱۸۹
  • نمادگرايي (سمبوليسم)            ۱۹۱
  • راز و رمز جانوران در شعر نيما           ۱۹۶
  • ۱- آواز قفس            ۱۹۷
  • ۲- پرنده منزوي      ۱۹۷
  • ۳- توكا    ۱۹۸
  • ۴- خريت                 ۱۹۹
  • ۵- خروس               ۲۰۰
  • ۶- داروگ               ۲۰۱
  • ۷- روباه ۲۰۲
  • ۸- سيوليشه             ۲۰۲
  • ۹- شب‌پره‌ ساحل نزديك          ۲۰۳
  • ۱۰- غراب               ۲۰۴
  • ۱۱- ققنوس              ۲۰۵
  • ۱۲- قو     ۲۰۶
  • ۱۳- كاكلي               ۲۰۶
  • ۱۴- كبك ۲۰۷
  • ۱۵- كرم ابريشم       ۲۰۷
  • ۱۶- كك كي‌ (گاو نر)              ۲۰۷
  • ۱۷- گاو   ۲۰۸
  • ۱۸- گرگ                ۲۰۹
  • ۱۹- لاشخورها        ۲۱۰
  • ۲۰- مرغ شكسته‌پر ۲۱۱
  • سبك اشعار رودكي ۲۱۳
  • بررسي سبكي نمونه‌هايي از اشعار رودكي            ۲۱۷
  • شعر زندگاني و مرگ             ۲۱۷
  • شعر عصا بيار كه وقت عصا و انبان بود              ۲۱۸
  • نتيجه‌گيري              ۲۲۴
  • سبك اشعار نيما       ۲۲۶
  • نمونه‌اي از شعر آزاد نيما «شعر مهتاب»              ۲۲۷
  • نتيجه‌گيري              ۲۳۱
  • فهرست منابع و مآخذ

 

 

 

 

در صورت تمایل شما می توانید مقاله مقايسه مبانی فكری و سنت شعری رودكی و نيما يوشيج را به قیمت ۲۹۹۰۰ تومان از سایت فراپروژه دانلود نمایید. اگر در هر کدام از مراحل خرید یا دانلود با سوال یا ابهامی مواجه شدید می توانید از طریق آدرس contact-us@faraproje.ir و یا ارسال پیامک به شماره: ۰۹۳۸۲۳۳۳۰۷۰ با ما در تماس باشید. با اطمینان از وب سایت فراپروژه خرید کنید، زیرا پشتیبانی سایت همیشه همراه شماست.




فرستادن دیدگاه

رشته تحصیلی

تازه ترین مطالب

پشتیبانی سایت

پشتیبانی سایت