دی
۲۷
۱۳۹۹

دانلود مقاله مبانی شهادت زنان در اسلام

یکی از قواعد فقهی که در بعضی از احکام شرعی کاربرد دارد ، قاعده طهارت است . اين قاعده از قواعد مشهور فقهى است كه حكم به طهارت همه اشيا مى كند تا زمانى كه ناپاكى و نجاست آن ها ثابت نگردد. بنابراين ، هرگاه در طهارت و نجاست… پیشنهاد می کنیم ادامه این مطلب مفید و ارزشمند را در مقاله مبانی شهادت زنان در اسلام دنبال نمایید. این فایل شامل ۱۵۶ صفحه و در قالب word ارائه شده است.

مقاله مبانی شهادت زنان در اسلام

مشخصات فایل مبانی شهادت زنان در اسلام

عنوان: مبانی شهادت زنان در اسلام
فرمت فایل : word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات : ۱۵۶
حجم فایل : ۱۱۳ کیلوبایت

بخشی از  مقاله مبانی شهادت زنان در اسلام را در ادامه مشاهده خواهید نمود.

 

مبحث اول : مفهوم قاعده

گفتار اول : معنای لغوی قاعده

احمد بن خلیل فرهودی (۱۷۵هـ.ق)، از یاران امام باقر(ع) و نویسنده العین ، اوّلین کتاب لغت نوشته شده در عرب ، درباره لفظ (قاعده) که از (قعود) به معنای نشستن برگرفته شده ، می نویسد: (قعد ، یقعد ، قعوداً ، خلاف قام… والمقعد والمقعده اللذان لایطیقان المشی… وقعده الرجل مقدار ما اُخذ من الأرض… و ذوالقعده اسم شهر کانت العرب تقعد فیه ثم تحجّ فی ذی الحجه.)[۱]

بنابراین ، (قعود) به معنای نشستن است و مرد و زن زمینگیر را (مُقعَد) و مقدار زمینی را که هرکس جا می گیرد ، (قِعدَه الرجل) گویند و چون عرب در ماه ذوالقعده می نشست (از حرکت باز می ایستاد) و در ذوالحجه به حج می رفت ، این ماه را (ذوالقعده) نامیدند.

بدین سان (قعود) توقف و رکون را نیز برمی تابد.کتاب لغت معجم الوسیط (از آخرین نوشتارها در باب لغت )[۲] (قعود) را چنین معنی کرده است:

(قعد ـُـ قعوداً جلس من قیام… القاعد عن الأمر من لایهتمّ به أو یتراخی فی إنجازه وفی التنزیل العزیز: (لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر والمجاهدون فی سبیل الله) والمرئه التی انقطعت عن الولد أو عن الحیض او عن الزواج ، ج قواعد و فی التنزیل العزیز: (والقواعد من النساء) و القاعده من البناء أساسه.)[۳]

از این گفته نیز آشکار می شود که مفهوم (قعود) همان نشستن است و درباره کسی که از جنگ باز می ماند و سستی می کند ، یا زنی که از ازدواج و فرزنددار شدن فرو می ماند، به گونه مجاز به کار می رود. همچنین (قاعده) پایه ساختمان است که ساختمان را بر آن پی می ریزند.

لغویان و دایره المعارف نویسان ، بی توجه به کاربرد اصطلاح (قاعده) در علمی ویژه، آن را چنین معنی کرده اند: (القاعده = الضابط أو الأمر الکلّی ینطبق علی جزئیات ، مثل کلّ أذون ولود وکلّ صموخ بیوض) [۴]؛ (قاعده)، همان ضابطه یا امر کلی است که بر جزئیات بار می شود [و با توجه به اصل لغت آن]، مانند: ظرفی ثابت که جزئیات و فروع در آن ریخته می شوند و قالب می پذیرند.

پس قاعده، قالب است و برای همین، از تهانوی آورده اند: (انها أمر کلی منطبق علی جمیع جزئیاته عند تعرف أحکامها منه)[۵]

گفتار دوم : تعریف و معنای اصطلاحی قاعده

این قاعده به این معنی است كه هرگاه در طهارت ونجاست چیزی شك پیدا شود بدون اینكه از وضعیت سابق آن در مورد طهارت ونجاستش آگاهی وجود داشته باشد در این صورت قانون وقاعده شرعی حكم به پاكی آن چیز می کند .حال فرقی نمی‌كند كه شك وشبهه در این باشد كه آیا این شیء ذاتاً نجس یا نه مثلاً رنگ سرخی كه بر روی لباس هست آیا خون هست كه ذاتاً نجس می‌باشد یا چیز دیگری هست؟ ویا اینكه شبهه وتردید در این باشد كه چیزی كه ذاتاً پاك است ایا به سبب برخورد با شیء نجسی طهارت خود را از دست داده است یا نه مثلاً لباس پاكی كه جایی از آن خیس شده است آیا آن قسمت خیس با جایی از بدن كه خون خشك شده بر آن آن هست تماس یافته یا نه؟

  در هر دو مورد قاعده طهارت جاری شده حكم به پاكی می‌شود. در نتیجه هم چیزی را كه ندانیم از نجاسات هست پاك می‌دانیم مانند مثال اوّل و هم چیزی را كه ندانیم نجس شده است پاك می‌دانیم .

مبحث دوم : معنای طهارت‏و بررسی منشا پیدایش مفهوم طهارت و نجاست در بین مردم

کلمه(طهارت- پاکی)که در مقابلش کلمه(نجاست – پلیدی)قرار دارد از کلماتی‏است که معنایش در ملت اسلام‏دایر است، و احکام و خواصی برای آنها تشریع شده، و قسمت‏عمده‏ای از مسائل دینی را تشکیل می‏دهد، و این دوکلمه به خاطر اینکه بسیار بر سر زبانهااست، حقیقتی شرعی و یا حداقل حقیقت متشرعه‏ای‏گردیده است که معنای این دو جور حقیقت در فن اصول بیان شده.

و اما معنای طهارت، چیزی است که همه مردم با وجوداختلافی که در زبانهایشان‏هست می‏دانند، و از همینجا باید دانست که طهارت از آن معانی است که اختصاص به یک‏قوم‏و دو قوم یا یک عصر و دو عصر ندارد، بلکه تمامی انسانها در زندگی خود با آن سروکاردارند.

چون اساس زندگی بر تصرف در مادیات، و بوسیله آنها رسیدن‏به هدفهای زندگی‏است، باید از مادیت استفاده کند تا به مقاصد زندگی خود برسد، آری انسان هرچه را که‏می‏خواهد و طبعش متمایل به آن می‏شود بدین جهت است که در آن فایده و خاصیتی سراغ‏دارد، و به خاطرآن فایده به سوی آن چیز جذب می‏شود، و از همه فوایدی که آدمی دارد، فایده‏های‏مربوط به تغذی و تولید دامنه‏دارتر است، و با خیلی چیزها سروکار دارد.

و این چیزهائی که مورد استفاده خوردن و تولید واقع می‏شود ، گاهی مورد هجوم‏ عوارضی واقع می‏شود ، که آن صفات رغبت انگیزش را که بیشتر رنگ و بو و طعم ‏است از دست‏می‏دهد، و دیگر انسان به آن چیزها رغبتی پیدا نمی‏کند، بلکه طبع انسان از آن متنفر می‏شود، آن‏حالت اولی طهارت، و حالت دومی نجاست، نامیده می‏شود پس طهارت و نجاست دو صفت وجودی است که در اشیا هست، اگر صفت اولی‏در چیزی وجود داشت، و مایه‏رغبت انسان در آن شد، آن چیز طاهر است و اگر صفت دومی پیدا شد، آن چیز پلید است.

و اولین باری که انسان متوجه این دو معنا شد، در محسوسات‏به آن برخورد، آن گاه آن دو را در معقولات هم استعمال کرد ، و لفظ در هر دو جور طهارت و نجاست ‏بکار برد، چه طهارت ونجاست مادی و محسوس، و چه طهارت و نجاست معنوی مثلا طهارت حسب و نسب،وطهارت در عمل، و طهارت در اخلاق، و عقاید، و اقوال، و نجاست در آنها.

این خلاصه گفتاری‏است که در معنای طهارت و نجاست از دیدگاه مردم باید دانست،کلماتی که بر طهارت و نجاست مادی و معنوی دلالت‏دارند، و اینکه اسلام هر دو قسم طهارت و نجاست را معتبرشمرده است

و اما نظافت، و نزاهت، و قدس، و سبحان ، الفاظی هستند که از نظر معنا با لفظ طهارت ‏نزدیکند ، چیزی که هست نظافت به معنای طهارتی است که بعداز پلیدی در چیزی حاصل‏می‏شود، (مثلا لباس بعد از شسته شدن نظیف می‏شود، و بهمین جهت)کلمه نظافت بخصوص‏در محسوسات استعمال می‏شود.

و اما کلمه(نزاهت)در اصل به معنای دوری بوده،و اگر در طهارت استعمال شود، بطور استعاره استعمال شده است.

و کلمه(قدس)و(سبحان)تنها مخصوص طهارت معنوی است.

و همچنین کلمات(قذارت) و(رجس) قریب المعنای باکلمه(نجاست)است.لیکن‏قذارت در اصل به معنای دوری بوده: مثلا می‏گفتند: (ناقه قذور)، یعنی شتری که،همیشه ازگله شتران دوری می‏کند، و یا می‏گفتند: (رجل قاذوره)یعنی مردی که به خاطر بد خلقیش بامردم‏نمی‏جوشد، و از مردم دوری می‏کند و حاضر نیست با آنان یک جا جمع شود، و(رجل‏مقذر)با فتحه میم، یعنی مردی که مورد نفرت و اجتناب مردم است.

و نیز می‏گفتند: (قذرت الشی‏ء)، و یا(تقذرت الشی‏ء)، و یا(استقذرت‏الشی‏ء)که‏در هر سه عبارت معنا این است که من از فلان چیز بدم می‏آید، و بنابر این‏استعمال قذارت درمعنای نجاست در اصل استعمالی مجازی بوده چون نجاست هر چیزی مستلزم آن است که‏انسان از آن دوری کند . [۶]

و همچنین کلمه(رجس)، و کلمه(رجز)به کسره را، وگویا اصل در معنای رجزهول و وحشت بوده، پس دلالت آن بر نجاست نیز به استعاره است.

و اسلام معنای طهارت و نجاست را معتبر شمرده، و همچنین‏طهارت و نجاست مادی ومعنوی هر دو را پذیرفته، بلکه در معارف کلیه و در قوانین مقرره نیز سرایت داده،بعضی قوانین راطاهر، و بعضی را نجس خوانده است . شریعت اسلام همچنین یک عده چیزهائی را نجس شمرده، مانندخون ، و بول ، وغائط ، و منی ، از انسان(و بعضی حیوانات) ، و پاره‏ای حیوانات زنده چون خوک، و حکم کرده‏به‏اینکه در نماز و خوردن و نوشیدن از آنها اجتناب شود و اموری را هم طهارت خوانده، مانندشستشوی جامه‏و بدن از نجاستی که به آنها برخورده که آن را طهارت خبیثیه خوانده، و طهارت‏با وضو و غسل آن طورکه در کتب فقهی شرح داده شده به دست می‏آید و آن را طهارت حدثیه‏خوانده است .

مبحث سوم : تفاوتها و جایگاهها

گفتار اول : تفاوت میان قاعده و اصل

فقها در تفاوت قاعده فقهى و قاعده اصولى امورى را متعرض شده‏اند كه با دقت در آن‏ها تعريف قاعده فقهى روشن مى‏شود. تفاوت‏هايى كه ذكر شده عبارت است از:

  1. مسئله اصول فقط حكم كلى يا وظيفه كلى را نتيجه مى‏دهد، ولى از قاعده فقهى حكم جزئى به‏دست مى‏آيد.
  2. استنتاج مسئله اصولى متوقف بر قاعده فقهى نيست، ولى قاعده فقهى در استنتاج از متون نيازمند مساله اصولى است.
  3. اجراى قاعده اصولى از وظايف مجتهد است؛ زيرا ارتباطى به عمل عامى ندارد، ولى قاعده فقهى را عامى نيز مى‏تواند اجرا كند. شیخ اعظم انصاری در نخست گفتار استصحاب ، برای آن که روشن کند: استصحاب ، اصل اصولی است یا قاعده فقهی ، مسئله اصولی را ابزاری در دست مجتهد برمی شمرد که تنها مجتهد از آن بهره می برد و آن را به کار می گیرد ، اما قاعده فقهی را مجتهد و مقلد ، به کار می بندند و آن را بر مواردش بار می کنند. محقق نائینی نیز افزون بر یادکرد این نکته[۷] ، قواعد اصولی را کلی و عام برمی شمرد و آنها را واسطه در ثبوت احکام یاد می کند؛ چنان که ملاک مسئله اصولی نیز همین است. وی، کاربرد قاعده فقهی را در موارد جزئی و شخصی می داند، هرچند آن قاعده عام باشد.[۸]
  4. قاعده اصولى اختصاص به باب يا موضوع معينى ندارد و همه موضوعات در ابواب فقهى را به حسب ذات شامل مى‏شود، ولى قاعده فقهى يا فقط به باب معينى اختصاص دارد، مثل قاعده طهارت يا اختصاص به موضوعات معين خارجى دارد هر چند در همه ابواب وجود داشته باشد، مثل قاعده لاحرج و لاضرر.

۵ . مسأله یا قاعده اصولی کبرای قیاسی قرار می گیرد که از آن یک حکم کلی فرعی الهی به دست می آید. وقتی گفته می شود: مقدمه واجب، از مسائل اصولی است، یعنی مقدمه واجب، کبرای قیاسی است که از آن حکم کلی استنباط می شود. هر مقدمه واجب، واجب است، کبرای قیاسی ماست. در نتیجه وضو ، یا غسل که مقدمه نمازند واجب خواهند بود.

مرحوم محقق نائینی، این تفاوت را نمی پذیرد. معتقد است: قاعده فقهی نیز کبرای قیاس واقع می شود. منتهی حکمی که از مسأله اصولی به دست می آید، کلی، و آنچه از قاعده فقهی استنتاج می شود، جزئی است، گرچه موارد متعددی را شامل می گردد.[۹]

قاعده اصولی، ارتباط مستقیم با عمل مردم ندارد و شناخت آن، برای مکلف لازم نیست و این از وظائف مجتهد است؛ از این روی، در هنگام فتوا به آن اشاره نمی کند. ولی قاعده فقهی، به مکلف ارتباط دارد. بدین خاطر، وقتی حجیت قاعده ای از نظر مجتهد

تأیید شد، مکلف می تواند از آن بهره برد.[۱۰] قاعده فقهى، برزخى است‏بين قواعد عامه اصولى و احكام جزئى فردى. هرگونه پايه و اساس فقهى كه احكام جزئى متعددى برآن اتكا يابد به عنوان قاعده فقهى قابليت‏حضور در فقه را دارد. قاعده فقهى ممكن است صريحا از متن دينى معتبر اخذ شده‏باشد، مثل قاعده لاضرر، لاحرج و على اليد و گاه از مجموعه ابواب فقهى اصطياد مى‏گردد، مثل قاعده اتلاف يا قاعده «مايضمن بصحيحه، يضمن بفاسده‏» .

 

فهرست مطالب مقاله مبانی شهادت زنان در اسلام, در ادامه قابل مشاهده می باشد.

 

  • چکیده۱
  • طرح تحقیق۲
  • فهرست مطالب۶
  • فصل اول : کلیات
  • مبحث اول : مفهوم قاعده ۱۱
  • گفتار اول : معنای لغوی قاعده۱۱
  • گفتار دوم : تعریف و معنای اصطلاحی قاعده ۱۳
  • مبحث دوم : معنای طهارت‏و بررسی نشاپیدایش۱۴
  • مبحث سوم : تفاوتها و جایگاهها۱۸
  • گفتار اول : تفاوت میان قاعده و اصل۱۸
  • گفتار دوم : جایگاه قواعد فقهی بین فقه و اصول۲۲
  • فصل دوم : قاعده طهارت
  • مبحث اول : مدارک قاعده ۲۵
  • گفتار اول : آیات شریفه  رآن۲۵
  • گفتار دوم : روایات و سیره معصومین۲۸
  • گفتار سوم : خصوصیات قاعده طهارت۳۲
  • مبحث دوم : جریان قاعده طهارت در شبهات موضوعیه و حکمیه۳۳
  • گفتار اول : شبهه موضوعیه و حکمیه و تفاوت آنها۳۳
  • گفتار دوم : جریان یا عدم جریان این قاعده در شبهات ذکوره۳۵
  • مبحث سوم : اصل احتیاط و قاعده طهارت۳۷
  • گفتار اول : جایگاه اصل احتیاط۳۷
  •  گفتار دوم : عدم تعارض اصل احتیاط با قاعده طهارت۴۲
  • گفتار سوم : سیره پیامبر اعظم ( ص ) و معصومین ( ع ۴۵
  • مبحث چهارم : ارتباط اصول عملی دیگر با قاعده طهارت۴۶
  • گفتار اول : استصحاب و قاعده طهارت۴۶
  • گفتار دوم : برائت و قاعده طهارت۴۶
  • گفتار سوم : اجزاء و قاعده طهارت۵۰
  • فصل سوم : واقعی بودن طهارت و نجاست
  •  مبحث اول : اعتباری بودن طهارت و نجاست۵۴
  • مبحث دوم : عرفی بودن طهارت و نجاست۵۵
  • مبحث سوم : واقعی بودن طهارت و نجاست ۵۵
  • فصل چهارم : رابطه قاعده طهارت با دیگر قواعد فقهی
  • مبحث اول : قاعده طهارت و قاعده حرمت نجاست۶۵
  • مبحث دوم : قاعده طهارت و قاعده غلبه۶۷
  • مبحث سوم : قاعده طهارت و قاعده جب ۷۱
  • فصل پنجم : مصادیق اجرای قاعده طهارت
  • مبحث اول : جواز بهره برداری از پوست مردار۷۵
  • مبحث دوم : طهارت و پاک بودن اهل کتاب۸۴
  • مبحث سوم : نجس بودن نیم خورده کافران۹۲
  • مبحث چهارم : حرام بودن هم غذایی با کافران در یک ظرف۹۹
  • مبحث پنجم : حرمت غذا خوردن در ظرفهای کافران۱۰۵
  • مبحث ششم : شستشوی بدن در گندابها۱۲۲
  • مبحث هفتم : پیوند اعضای انسان ۱۳۰
  • نتیجه گیری۱۴۳
  • منابع و مآخذ

 

 

در صورت تمایل شما می توانید مقاله مبانی شهادت زنان در اسلام را به قیمت ۱۸۹۰۰ تومان از سایت فراپروژه دانلود نمایید. اگر در هر کدام از مراحل خرید یا دانلود با سوال یا ابهامی مواجه شدید می توانید از طریق آدرس contact-us@faraproje.ir و یا ارسال پیامک به شماره: ۰۹۳۸۲۳۳۳۰۷۰ با ما در تماس باشید. با اطمینان از وب سایت فراپروژه خرید کنید، زیرا پشتیبانی سایت همیشه همراه شماست.




فرستادن دیدگاه

تازه ترین مطالب

پشتیبانی سایت

پشتیبانی سایت