آذر
۱۲
۱۳۹۹

دانلود مقاله بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل

رضايت مندي زناشويي تا حدودي به شرايط زندگي زن و شوهر ها بستگي دارد در مجموع هنگامي كه با شرايط تنش زاي زندگي مواجه شوند ، خطر بيشتري آنها را تهديد مي كند اما اگر اين خانواده پيش از مواجه با فشار رواني خانواده اي با ثبات و … پیشنهاد می کنیم ادامه این مطلب مفید و ارزشمند را در مقاله بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل دنبال نمایید. این فایل شامل ۸۸ صفحه و در قالب word ارائه شده است.

مقاله بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل

مشخصات فایل بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل

عنوان: بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل
فرمت فایل : word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات : ۸۸
حجم فایل : ۷۴ کیلوبایت

بخشی از  مقاله بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل را در ادامه مشاهده خواهید نمود.

 

پيشينه نظري

رضايت زناشويي

واضح است كه عشق براي افراد مختلف معنايي بسيار متفاوت دارد در كل عشق به مجموعه اي از احساسات مثبت و عميق اشاره مي كند كه معطوف به فردي ديگر است براي اينكه زندگی زناشويي به خشنودي بينجامد بايد احساسات عميق اعلام شود و پاسخي مناسب از طرف مقابل دريافت كند بديهي است كه ازدواج اولين تعهد عاطفي و حقوقي است كه ما در بزرگسالي قبول مي كنيم به علاوه انتخاب همسر و انعقاد پيمان زناشويي نقطه ي عطفي در رشد و پيشرفت شخصي تلقي            مي شود بي ترديد يكي از مهمترين تصميم هايي كه ما در طول زندگي خود مي گيريم انتخاب يك شريك زندگي است به نظر مي رسد در جامعه ي امروزي سه دليل اصلي براي ازدواج وجود دارد ( عشق ، هم نشيني ، تحقق انتظارها )‌واضح است كه عشق براي افراد مختلف معنايي بسيار متفاوت دارد در كل عشق به مجموعه اي از احساسات مثبت و عميق اشاره مي كند كه معطوف به فردي ديگر است براي اينكه زندگي زناشويي به خشنودي بينجامد بايد احساسات عميق اعلام شود و پاسخي مناسب از طرف مقابل دريافت كند افراد با هدف هم نشيني نيز ازدواج مي كنند عشق مربوط به هم نشيني محبتي است كه نسبت به افرادي احساس مي كنيم كه زندگيمان به طور عميق با آنها پيوند خورده است اين همان عشقي است كه بر شراكت در تجربه استوار است عشقي كه در ‌آن مي دانيم طرف مقابل هميشه در كنار ماست عشقي كه با آن مي دانيم هميشه به خاطر آنچه هستيم پذيرفته مي شويم زوج هاي امروزي با هدف تحقق انتظارشان ازدواج مي كنند شناخت انتظارات ، بيان آنها و تلاش براي تحقق آن در حد اعتدال چيزي است  كه خشنودي را در روابط زناشويي محقق مي سازد . افراد انتظار دارند كه از همسرانشان به طور خاص و از ازدواج به طور عامل سود مطمئني عايدشان شود در مجموع مي توان گفت كه در عصر حاضر باورهاي غلط متعددي توسط زوج ها پذيرفته شده اند زوج ها اين عقيده را پذيرفته اند كه ازدواج ارضاي هر نياز روان شناختي را به همراه دارد و همين عقيده غير واقع بينانه است كه دامي براي سرخوردگي زناشويي خواهد بود .

انتظارهميشه شاد بودن ، رفع نيازها و تحت حمايت و تاييد بودن هميشگي از جمله همين عقايد است شاد بودن به عنوان يك فرد يا يك زوج پيوسته و در تمام عمر كار سختي است هيچ فردي هميشه شاد نيست و براي زوج ها طبيعي است كه دوره هايي از ناشادي ، كشمكش يا فشار را تجربه كنند ، تصويري كه مي توان از ازدواج ارائه داد خوشي و سعادت پيوسته زناشويي است واقعيت اين است كه ازدواج فرد را شاد نمي كند ، شاد نگه نمي دارد يا به وي كمك نمي كند از زحمت و سختي دور شود به طور قطع كسي كه هدفش از ازدواج هميشه شاد بودن است ، محكوم به شكست است .

گرچه در ازدواج هاي موفق الگو ها متنوع اند ولي قواعد مشتركي وجود دارد بعضي از قواعد مشترك در ازدواج هاي موفق با الگوهاي عملكردي متنوع مشاهده مي شوند همسران در يك زندگي زناشويي موفق ، بادوام ، توام با رضايت به يكديگر احترام مي گذارند هر يك از همسران بعضي ويژگي ها يا توانايي هاي قابل احترام را در ديگري مي يابد ، مثل : همسر خوبي بودن ، تامين مخارج كردن ، طبع و ذوق هنري داشتن و…. هر چه ميزان احترام گذاري به يكديگر وسيع تر باشد زندگي زناشویي رضايت مندانه تر خواهد بود .

اين همسران تاييد و ارزش گذاري خود براي همسرشان را نشان مي دهند و به طور پيوسته كارهايي انجام مي دهند و مطالبي بيان مي كنند كه عواطف ، عشق و احترامشان را به يكديگر نشان مي دهند و كلمات و اعمالي را كه اهداف مثبت ازدواجشان را حمايت و تاييد مي كند انتخاب مي كنند .

همسران نسبت به يكديگر بردبارند آنها درك مي كنند كه امكان فريب خوردن يا خطا كردن خودشان نيز وجود دارد انسان را آسيب پذير مي بينند و به اين ترتيب مي توانند قصور و كوتاهي ديگري را بپذيرند آنها مسئوليت رفتار و عزت نفس خودشان را به طور فردي مي پذيرند و انتظار ندارند كه شريك زندگي شان مسئول شاد و خوشحال نگه داشتن آنها باشد به همين دليل از سرزنش و انتقاد يكديگر اجتناب مي كنند و در عوض آنچه را در مورد همسرشان درست است تاييد مي كنند با همدلي به سخنان يكديگر گوش مي دهند و در جستجوي عوامل اند كه در روابط آنها تاثير مثبت به جا مي گذارد .

همسران بر پايه ي اعتماد متقابل به تشريك مساعي مي پردازند آنها آزادند كه نه تنها فقط از يكديگر ، بلكه از هر آنچه ممكن است يعني شركت در فعاليت ها و كارهاي فرعي خارج از محيط زناشويي همراه همديگر و يا به طور فردي لذت ببرند .

در يك ارتباط زناشويي توام با حس همكاري و مشاركت ممكن نيست زن و مرد هميشه با يكديگر موافق باشند اما مي توانند به راحتي مخالفت خود را اعلام كنند و اين امر مورد پذيرش قرار مي گيرد كه با هم به دنبال راه حلي بگردند كه مورد تاييد هر دو قرار گيرد .

زوج هاي خشنود و راضي از مهارت هاي ارتباطي خود به نحو احسن در زندگي مشترك استفاده مي كنند رفتار و حالات يكي از زوجها هميشه محرك نوع خاصي از واكنش هاي طرف ديگر است چون اين حالات اعمال ناشي از آن بسياري از اوقات از سطح ناخود آگاه فرد ناشي مي شود همسران خشنود تلاش مي كنند رفتار و حالات خود را بازشناسي كنند و نسبت به محرك هاي يكديگر چه به صورت كلامي و چه غير كلامي آگاهانه واكنش نشان دهند زوج هايي كه نقص مهارت هاي ارتباطي دارند در معرض خطر نقص عملكرد زناشويي و بروز اختلاف منجر به طلاق و جدايي می شوند .

ناخشنودي و طلاق در خانواده و علل آن :

در مقابل مفهوم رضايت زناشويي ، ناخشنودي و احتمالا يكي از نتايج آن ، يعني طلاق وجود دارد طلاق را مي توان از مهم ترين پديده هاي حيات انساني تلقي كرد اين پديده داراي ابعادي به تعداد تمامي جوانب و ابعاد جامعه انساني است و تاثيرات متفاوت رواني ، اقتصادي ، و اجتماعي دارد طلاق نخست يك پديده رواني است ، زيرا بر تعادل رواني نه تنها دو انسان ، بلكه فرزندان ، بستگان ، دوستان و نزديكان آنها اثر مي نهد ، دوم اينكه طلاق پديده اي است اقتصادي زيرا به گسست  خانواده به عنوان يك واحد اقتصادي مي انجامد و با بر هم زدن تعادل رواني انسانها موجبات بروز اثرهاي سهميگين در حيات اقتصادي آنها را نيز فراهم مي سازد سوم اينكه طلاق پديده اي است موثر بر تمامي جوانب جمعيت در يك جامعه ، زيرا از طرفي بر كميت جمعيت اثر مي نهد ، چون تنها واحد مشروع و اساسي توليد مثل یعنی خانواده را از هم مي پاشد و از طرف ديگر بر كيفيت جمعيت اثر دارد چون موجب مي شود فرزنداني محروم از نعمت هاي خانواده تحويل جامعه گردند كه به احتمال زياد فاقد شرايط لازم در راه احراز مقام شهروندي يك جامعه اند پس مي توان گفت جامعه اي كه در آن طلاق از حدي متعارف تجاوز كند ، هرگز از سلامت برخوردار نخواهد بود .

در ازدواج سنتي افراد از جايگاه خود آگاه بودند ، شوهر اقتدار و حمايت اقتصادي را فراهم مي كرد و زن  مسئوليت منزل و تربيت كودكان را بر عهده داشت ولي اكنون مسئوليت ها يا تقسيم مي شوند يا برمبناي اهداف فردي تعيين مي گردند نتيجه ي اين تغيير فرهنگي كاملا روشن است چنان چه نيازها و اهداف فرد برآورده نشود مي پرسد : چرا بايد اين رابطه را حفظ كنم در حالي كه بهاي زيادي مي پردازم و در عوض سود كمي به دست مي آورم ؟! اين احساس وقتي شدت مي يابد كه زن و شوهر علاوه بر اين تغييرات سريع فرهنگي از ابتدا نيز پيوند شان با تفاوت هاي فرهنگي بسيار آغاز شده باشد اين تفاوت هاي فرهنگي در تمام زمينه هاي رفتاري تاثير گذار است از جمله رفتارهاي غير كلامي كه براي افراد برخاسته از دو فرهنگ متفاوت معاني متفاوت و گاه متضاد دارد و مي تواند منشا بروز اختلافات در زمينه ي درك متقابل باشد .

عوامل شخصي فراواني وجود دارند كه مي توانند در نارضايتي زناشويي دخيل باشند و آن را تشديد كنند ، ادراك هاي غلط و انتظارهاي غير واقع بينانه اي كه در درون زندگي زناشويي رسوخ مي كنند نمونه هاي اصلي عوامل شخصي اند تا زماني كه جامعه به پروراندن آرمان هاي شاعرانه و انتظارهاي خيالي ادامه مي دهد و افراد نيز آن را مي پذيرند سرخوردگي  زناشويي ادامه خواهد يافت . تحقيقي كه در رابطه با باوردهاي غير منطقي در ميان زناشويي هاي ناخشنود انجام شده نشان داده است كه اين باورها در ميان زوجهاي ناخشنود بيشتر از زوجهاي خشنود است                      ( سليمانيان – ۱۳۷۴)

درهمين زمينه سهرابي ( ۱۳۷۷) دوازده باور و انتظار مخرب را نام مي برد :

۱- عشق ما (‌يعني احساسات عاشقانه « هيجاني » با گذشت زمان كاهش نخواهد يافت .

۲- همسرم  بايد بتواند افكار ، احساسات و نيازهاي مرا پيش بيني كند .

۳- همسرم هرگز مرا نخواهد رنجاند يا با خشم در مقابل من قرار نخواهد گرفت .

۴- اگر همسرم و اقعا عاشق من باشد هميشه سعي كند مرا خوشحال كند ( يعني هر نياز و خواست مرا برآورده سازد ) .

۵- عشق يعني اين كه هرگز نسبت به همسرت خشمگين يا عصباني نشوي .

۶- هميشه با هم بودن را نشانه ي عشق پنداشتن .

۷- علايق ، اهداف و ارزشهاي شخصي ما هميشه مانند هم خواهد بود .

۸- همسرم هميشه با من صادق و صريح خواهد بود .

۹- چون ما عاشق هم هستيم پس همسرم هميشه به من احترام خواهد گذاشت ، مرا درك خواهد كرده و با من موافق خواهد بود بدون اينكه توجه كند من چه رفتاري دارم .

۱۰- بسيار ناگوار خواهد  بود كه همسرم مرا شرمنده و تحقير كند يا از من انتقاد كند .

۱۱- سطح علاقمندي و وفاداري ما به هم هرگز نبايد كاهش يابد .

۱۲- ما بايد هميشه در مورد مسائل مهم با يكديگر توافق داشته باشيم .

هر كدام از موارد فوق اميدهاي اشتباه و اهداف غير واقع بينانه فقط زوج ها را به سمت ياس ، دلسردي ، ناكامي و خشم سوق مي دهد . همان طور كه افراد تغيير مي كنند رابطه نيز تغيير                مي نمايد هنگامي كه همسران علاقه ها ، فعاليت ها و ارزشهاي هم پوش يا مشترك را مشاهده  نمي كنند فرآيند كناره گيري را آغاز خواهند كرد . (سهرابی ۱۳۷۷)

شوهراني كه از همسران خود راضي اند بيش تر مي توانند حالتهاي غير كلامي همسرشان را درك كنند در حالي كه شوهران ناراضي كم تر قادر به انجام اين كارند . زوجهاي درمانده و تحت فشار معمولا مشكلاتي را در حيطه ي ارتباط هاي خود تجربه مي كنند آنها به ويژه شديدا گرفتار الگوهاي ارتباطي بي حاصل اند ، بايد در ارتباط هاي خود بيش تر به نيت عمل به جاي نتيجه آن توجه مي كنند . وقتي افراد در فرد مقابل خود احساس فریبكاري مي كنند رفتارهاي كلامي و غير كلامي شان تغيير مي كند و ارتباطشان در ابهام بيش تري فرو مي رود ، هم چنين وقتي افراد در موقعيت تهديد آميز قرار مي گيرند بيش تر به تغيير غير مستقيم مي پردازند و پاسخ هاي غير مستقيم ارائه مي دهند و بدين ترتيب ارتباط را در لايه اي از ابهام مي پوشانند ،”س از پژوهشهاي در دهه اخير مي توان به نتايج زير اشاره كرد :

۱- زوجهاي درمانده و غير درمانده در ” نيت ” ارتباط هايشان با يكديگر تفاوت ندارند با وجود اين همسران در مانده كم تر از همسران غير درمانده گفته هاي همسرشان را به درستي ادارك مي كنند

۲- نسبت ميزان  توافق به ميزان عدم توافق در زوجهاي درمانده كمتر از زوجهاي غير درمانده است

۳- رفتار غير كلامي شاخص قوي براي تمايز زوجهاي درمانده و غير درمانده است زوجهاي درمانده رفتارهاي غير كلامي منفي تري را نسبت به زوجهاي غير درمانده بروز مي دهند .                (‌به نقل از سهرابي ۱۳۷۷)

خانواده هايي كه قادرند احساساتشان را بهتر تعريف و بيان كنند وقتي براي آنها برانگيختگي هيجاني ايجاد مي شود سريع تر خودشان به وضعيت عادي بر مي گردد در حالي كه افراد ناتوان در بيان احساسات فشار خونشان مدت طولاتي تری متغیر باقي مي ماند .

عوامل تنش زا در تعامل زناشويي يا ارزيابي و واكنش هاي نامناسب مربوط اند كه تاثيري مستقيم بر خود سودمندي و تاثير غير مستقيم بر عزت نفس دارد و اين دو تاثيري مستقيم بر افسردگي دارند پژوهشها هم چنين گوياي آنند كه دشواريهاي ارتباطي منابع اصلي مشكل هاي ميان فردي اند بدنه ي بيش تر مشكلات خانوادگي و زناشويي بد فهمي ناشي از ارتباط غير موثر است كه نتيجه اش محروميت و خشم است در مانگران خانواده چنين ارزيابي مي كنند كه دليل اصلي آشفتگي خانواده ها فقدان مهارت ها در بخشي از زندگي زناشويي زوج هاست مهارت ارتباط به طورمستقيم قابل مشاهده نيست بلكه بايد از مشاهده ي رفتار درك شود رفتار ارتباطي به فعاليت هاي كلامي و غير كلامي مشاهده پذيري كه سخنگويان به طور واقعي بروز مي دهند اشاره دارد .

نتايج اين تحقيقات نشان مي دهند كه مهارت ها و رفتارهاي ارتباطي به طور مثبت با زناشويي غير آشفته مرتبط است به اين معنا كه زوجهاي آشفته گرچه احتمالا مهارت كم تري نسبت به زوجهاي غير آشفته ندارند اما در رفتار تمایل منفي بيش تري به يكدگير نشان مي دهند ، چنين نتايجي اين ضرورت را كه آموزش مي تواند نقش بسيار موثري در بهبود مهارتهاي ارتباطي و خشنودي زناشويي داشته باشد به اثبات مي رساند و براي هر يك از زوج ها لازم و ضروري است كه قبل از پيوند زناشويي يا در سالهاي اوليه زندگي با مهارت آموزي در اين زمينه مانع بروز بسياري از اختلالات و مشكلات رفتاري ناشي از بدفهمي يكديگر يا ارضا نشدن نيازها و خواست هاي معمول زندگي مشترك شوند ( سهرابي ۱۳۷۷)

اگر در جامعه اي آمار طلاق ناچيز باشد الزاما به معناي ازدواجهاي موفق و سازگاري زناشويي نيست بسياري از زوجها در خانواده اي زندگي مي كنند كه طلاق رواني در آن حكمفرماست بدين معنا كه هيچ گونه رابطه عاطفي و جسماني بين زن و شوهر وجود ندارد و زندگي به صورت اجباري و با حداقل تعامل به پيش مي رود به همين جهت ضروري است با ديدگاهي آسيب شناسانه به علل درون فردي ناسازگاري هاي زناشويي و عدم موفقيت در ازدواج ها پرداخته و نقش ويژگيهاي شخصیتي در سازگاري و رضايت زناشويي مورد بررسي قرار گيرد چرا كه عدم وجود جو سالم در خانواده ها از موانع اصلي انتقال آداب و رسوم فرهنگ و ارزشهاي مثبت جامعه به نسل هاي بعدي است .

محققي به نام سعيد صادقي پژوهشي با عنوان « بررسي عوامل شخصيتي موثر در سازگاري زناشویي » انجام داد و در آن با استفاده از روش علمي مقايسه اي ياپس رويدادي ۴۵ زوج سازگار و ناسازگار را به صورت نمونه در دسترس در جامعه آماري كه از كليه زوجهاي شهر اصفهان تشكيل مي شد انتخاب كند .

به اعتقاد پژوهشگر در كشورما طي دو دهه گذشته ساخت خانواده و روابط بين اعضاي آن دچار تغييرات زيادي شده است و بيشتر تحقيقاتي كه توسط متخصصان علوم اجتماعي در زمينه علل سست شدن پيوندهاي زناشويي صورت گرفته بر متغيرهاي كلان از جمله وضعيت اقتصادي ، كاهش در آمد خانوار ، بيكاري چالش هاي فرهنگي و اجتماعي تاكيد نموده اند و آنها را از عوامل موثر بر ناسازگاري هاي زناشويي و طلاق در ايران دانسته اند هر چند كه نقش اين عوامل را                مي توان در افزايش طلاق در چند سال گذشته ناديده گرفت اما به نظر مي رسد از يك سو تاكيد بيش از حد بر اين متغيرها به عدم شناسايي عوامل موثر گسسته شدن پيوند هاي زناشويي به ويژه در زوج هاي جوان منجر خواهد شد و از طرف ديگر صرف وجود آمار پائين طلاق در كشور ما نسبت به ساير كشورها نمي تواند توجيه منطقي در باب سلامت سيستم بهداشت روان خانواده ها و سازگاري زناشويي در بين زوج ها باشد چرا كه در برخي از كشورها نظير ايران به خاطر مسائل فرهنگي ، سنتي و حتي قانوني ، طلاق به سادگي امكان پذيرنيست ناسازگاري و عدم رضايت زناشويي پس از ازدواج نه تنها بر كنش هاي رواني – اجتماعي زن و شوهر بلكه بر رشد و تحول كودكان و نوجوانان آن خانواده نيز اثرات سوء به جاي گذارد .

 

 

 

 

در صورت تمایل شما می توانید مقاله بررسی رابطه بين هوش هيجانی و رضايت زناشويی در بين دانشجويان متاهل را به قیمت ۱۴۹۰۰ تومان از سایت فراپروژه دانلود نمایید. اگر در هر کدام از مراحل خرید یا دانلود با سوال یا ابهامی مواجه شدید می توانید از طریق آدرس contact-us@faraproje.ir و یا ارسال پیامک به شماره: ۰۹۳۸۲۳۳۳۰۷۰ با ما در تماس باشید. با اطمینان از وب سایت فراپروژه خرید کنید، زیرا پشتیبانی سایت همیشه همراه شماست.




فرستادن دیدگاه

تازه ترین مطالب

پشتیبانی سایت

پشتیبانی سایت