0
0

دانلود مقاله فردوسی و انگیزه او

181 بازدید

شاهنامه تبارنامه ملت كهن ماست كه از دير باز نقل مجلس و محفل ايرانيان بوده است و همواره خصلتهاي ايرانين را همچون دليري، آزادگي، يكتا پرستي، میهن دوستي و … را گوش زد نموده و اشتياق دفاع از وطن و همچنين فرهنگ ملي را در دلها پرورانيده است. با خلق حماسه عظيم خود، برخورد و … پیشنهاد می کنیم ادامه این مطلب مفید و ارزشمند را در مقاله فردوسی و انگیزه او دنبال نمایید. این فایل شامل 23 صفحه و در قالب word ارائه شده است.

مقاله فردوسی و انگیزه او

مشخصات فایل فردوسی و انگیزه او

عنوان: فردوسی و انگیزه او
فرمت فایل : word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات : 23
حجم فایل : 36 کیلوبایت

بخشی از  مقاله فردوسی و انگیزه او را در ادامه مشاهده خواهید نمود.

 

مقدمه

اما فردوسي! نام او را «حسن» یا «منصور» گفته اند. نام پدرش نیز به درستی معلوم نست. آنان که نامش را «حسن» نوشته اند نام پدرش را «اسحاق» یا  «علی» گفته اند و آنکه نامش را «منصور» گفته نام پدرش را «حسن» نگاشته است. اما کنیه او را همه جا «ابوالقاسم» نوشته اند. (غمنامه رستم و سهراب، ص    )

در مورد تولد اين حكيم فرزانه اطلاعات دقيقي را نمي توان يافت و به آن استناد نمود ولي مواردي كه معروف است را در زير به آن اشاره مي كنيم:

مرحوم مجتبي مينوي (متوفي1355) در كتاب «فردوسي و شعر او» زمان تولد وي را ما بين 325 الي 329 هجري قمري آورده است كه در بيشتر اسناد 329 هجري قمري گفته شده است.

329 هجری شمسی (غمنامه رستم و سهراب، ص     )

14 ديماه 318 هجري شمسي

313 هجري شمسي

5 مهر 313 هجري شمسي

320 الي 329 هجري قمري ()

فردوسي در طبران طوس هجري بدنيا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و در آن ولايت مکنتي داشت. از احوال او در عهد کودکي و جواني اطلاع درستي نداريم؛ اينقدر معلوم است که در جواني از برکت درآمد املاک پدر بکسي محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهيدستي افتاده است. چنان كه خود او مي گويد:

آلا اي برآورده چرخ بلند                  چه داري به پيري مرا مستمند

چو بودم جوان برترم داشتي               به پيري مرا خوار بگذاشتي

به جاي عنانم عصا داد سال               پراكنده شد مال و برگشت حال

 همانطور كه گفته شد وي دوران کودکي و جواني را در خانواده اي که همه دهقان و ايراني پاک نژاد بودند؛ در فضايي سرسبز و آرام به تحصيل علم و ادب گذراند. علاقه او به داستان هاي كهن باعث مي شد تا گهگاه طبع خود را در سرودن تاريخ ايران قديم آزمايش كند اما در آن زمان هيچ کس باور نمي کرد که اين سروده هاي پراکنده ادامه يابد و به يک اثر عظيم حماسي به نام «شاهنامه» تبديل شود.

فردوسی اوایل حیات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانید و از همان جوانی شور شاعری در سر داشت . از همان زمان برای احیای مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ایرانی بسیار کوشید و همین طبع و ذوق شاعری و شور و دلبستگی او بر زنده کردن مفاخر ملی، باعث بوجود آمدن شاهکاری برزگ به نام «شاهنامه» شد. ()

او نظم شاهنامه را حدود سالهاي 370 يا 371 ه . ق شروع كرد و حدود سي و پنج سال، بي‏وقفه در انجام و اتمام اين كار كوشش نمود. به عبارتي، او تمام هستي خود را وقف اين كار كرد و با وجود چند تن از دوستانش كه حامي او در انجام اين كار ملي و ادبي بودند، همان طور كه گفتيم، به روزگار پيري ثروت دوران جواني را از دست داد و فقير و تهيدست، باقي عمر را در بي‏چيزي و افلاس گذراند. حماسه‏سراي بزرگ ايران در سال 411 ه.ق درگذشت. ()

برخی تاریخ درگذشت او را 416 ه.ق نیز نوشته اند.

 

تاريخچه سيستان

از آنجا كه حكيم فردوسي داستانها و پهلوانانش را از خطه سيستان انتخاب نموده نگاهي گذرا به تاريخچه اين سرزمين مي اندازيم.

با ورود اخرين دسته از آريايها در حدود سال 128ق- م كه سكه ناميده می شدند از شمال افغانستان به طرف جنوب يعنی قندهار و سپس به طرف غرب راه پيمودند تا به ايالت زرنك و كناره های درياچه زره رسيدند و نام زرنك به واسطه ورود سكاها به سكستان تبديل گرديد و عربها سجستان می گفتند و بالاخره به سيستان تغيير نام يافت.كه امروزه به همين نام خوانده و شناخته می شود. گرچه در قرن 19 توسط بريتانيا قسمتی از سيستان به وسيله ی عهد نامه پاريس از سيستان جدا گرديد،و درآن سوی مرز ماند،اما فرهنگ مردم ،آداب و رسوم،زبان ادبيات آنها همچنان پايدار و پا برجا و يكسان است.

مردم سيستان از نژاد آريايی و زبانشان فارسی و با گويش زابلی(زاولی) است،اكثريت شيعه اثني عشری و دارای افتخارات در اين مورد و خصوصا دوران بنی اميه به علت سب نكردن امام علی (ع) هستند. زندگی اكثريت مردم كشاورزی و دامداری می باشد. تاريخ ايران به نام سيستان افتخار مي كند،هر گاه از سيستان نامی به ميان آمده،سلحشوری،شجاعت، مهمان نوازی،مرزداری،اعتقاد،قناعت ووفای اين مردم به نظرآمده است، بی دليل نيست كه فردوسی متون،داستانها و قصه های تاريخی شاهنامه خود را از سرزمين نيمروز (سيستان) انتخاب و قهرمانان آن رااز اين خطه انتخاب نموده است. اگر همت والای مردانی چون يعغوب ليث صفاری نبود كه وقتی در برابرش مدح به زبان عربی مي خواندند،بر آشفت و گفت(چيزی كه من اندر نيابم چرا بايد گفت)چه بسا كه امروزاثری از زبان فارسی نبود. (www.fa.wikipedia.org)

شاهنامه سرايي در زمان فردوسي و قبل از آن

در عهد سامانيان در قرن چهارهم هجري، جمع آوري و تأليف سرگذشت پادشاهان قديم ايران رونق به سزايي يافت. اين کتاب ها که به شاهنامه معروف بودند به نثر نوشته شده بود و پيش از آن که از ميان بروند، منبع و مأخذ برخي از کتاب هاي منثور و منظوم تاريخي در زبان فارسي و عربي قرار گرفت. جامع ترين آنها شاهنامه منثور ابومنصوري نام داشت که به فرمان «ابومنصور محمدبن عبدالرزاق» حاکم طوس، در حدود سال 346ه.ق به دست جمعي از مورخان و نويسندگان جمع آوري و تدوين گرديد. اين کتاب، مأخد مهم فردوسي در نظم شاهنامه است. ()

پيش از آن که فردوسي، به شاهنامه سرايي بپردازد، «دقيقي» که از شاعران بزرگ و همسال فردوسي است به نظم شاهنامه روي آورده بود. وي تنها هزار بيت از داستان گشتاسب و ارجاسب توراني را سروده بود که در سن کمتر  از چهل سالگي به دست غلامش کشته شد. فردوسي علت قتل  او را «خوي بد» ياد مي کند و چينن مي گويد:

جوانيش را خوي بد يار بود             همه ساله تا بد به پيکار بود

بدان خوي بد جان شيرين بداد                   نبود از جهان دلش يک روز شاد

يکايک از او بخت برگشته شد                   به دست يکي بنده بر کشته شد

پس از قتل دقيقي، دوستان فردوسي که قوت طبع شاعري  او را پيش از اين آزموده بودند نزد وي آمده و او را به ادامه کار تشويق کردند؛ اما وي منبع و مأخذي در اختيار نداشت که بتواند از روي آن به نظم شاهنامه بپردازد؛ از اين رو اين شاعر خستگي ناپذير و سخت کوش براي تهيه  اين منابع به شهرهاي بخارا، مرو، بلخ و هرات سفر کرده و با يک تحقيق ميداني و گسترده، داستان هاي باستان را از سينه پيران جهان ديده بيرون کشيد و آن ر ا به نسل هاي پيش ازخود تقديم کرد.

بپرسيدم از هر کسي بي شمار          نترسيدم از گردش روزگار

و اين در حالي بود که آتش جنگ همه جا شعله ور و راه ها پر خطر بود.

زمانه سراي پر از جنگ بود             به جويندگان بر جهان تنگ بود.

 ()

فردوسي و سلطان محمود غزنوي

اگر چه فردوسي در خانواده اي به دنيا آمد که به قول نظامي عروضي صاحب آب و زمين بودند و او بدين سبب از امثال خود  بي نياز بود؛ اما هر چه داشت همه را در راه تدوين شاهنامه خرج کرد و خود گرفتار فقر و تهيدستي گرديد. در اين زمان يکي از امراي قدرشناس طوس او را از نگراني معاش و اندوه فقر رهايي بخشيد و تحت حمايت خود قرار داد؛ اما ديري نپاييد که اين حامي  قدرشناس به وضع نامعلومي ناپديد شد. بعد از آن بود که ديگر فردوسي روي آسايش نديد و فقر، سايه سياه و سنگين خود را تا پايان عمر بر سر راه او انداخت. ()

الا اي برآورده چرخ بلند           چه داري به پيري مرا مستمند

چو بودم جوان برترم داشتي        به پيري مرا خوار بگذاشتي

فردوسي پس از تکميل شاهنامه و بازنگري در آن، تصميم گرفت آن را به سلطان محمود غزنوي تقديم کند، تا با پاداشي که از  اين راه مي ستاند هم خود را از فقر و تهديدستي برهاند و هم کتاب را از گزند حوادث مصون دارد. وي بدين منظور از طوس به غزنين آمد، و به دربار محمود بار يافت، اما بر خلاف انتظار، مورد بي مهري سلطان قرار گرفت. فردوسي خشم آلود از کاخ بيرون شتافت و به گرمابه رفت و همه درهم هايي را که دريافت کرده بود بين کارکنان حمام تقسيم کرد و شبانه به هرات گريخت. ()

 

 

 

 

در صورت تمایل شما می توانید مقاله فردوسی و انگیزه او را به قیمت 15900 تومان از سایت فراپروژه دانلود نمایید. اگر در هر کدام از مراحل خرید یا دانلود با سوال یا ابهامی مواجه شدید می توانید از طریق آدرس contact-us@faraproje.ir و یا ارسال پیامک به شماره: 09382333070 با ما در تماس باشید. با اطمینان از وب سایت فراپروژه خرید کنید، زیرا پشتیبانی سایت همیشه همراه شماست.

آیا این مطلب را می پسندید؟
http://faraproje.ir/?p=9961
اشتراک گذاری:
فراپروژه
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد دانلود مقاله فردوسی و انگیزه او

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.